شب ها تا دیروقت بیدار میماندم و در خلوت خودم اشک میریختم ... گلایه… — کانال رسمی الناز محمدی/رمان خواب باران — TG.ME

شب ها تا دیروقت بیدار میماندم و در خلوت خودم اشک میریختم ... گلایه داشتم ... حتی از زمین و زمان هم گله داشتم من به عشقی پاک مبتلا شده بودم و درمانم رسیدن به معشوق بود چه میشد مگر؟! چه کم می آمد از این عالم درندشت ؟! حتما باید با وقاحت تمام، به حمید اعتراف میکردم و مخفیانه با او ملاقات میکردم؟! مثل خ…

August 25, 2026 13