_جای عتیقه رو بگی میزارم بری
_ تو که راست میگی با بچه طرفی! تا بگم کجاست که کلکم و کندی..
نگاه خیره با اون پوزخند رو مخش و دوست ندارم حس شکار و شکارچی رو میده.
دورم میچرخه و نفس گرمش زیر گوشم..
_میدونی من با باهوشا چیکارمیکنم مخصوصا اگر یه دختر زیبا و زبون دراز باشه؟
تنم به لرز میفته..حرف به حرفش معنادار بود.
_نمیزارم تا مدت ها رنگ آفتاب مهتاب ببینن چون دیوارای اتاق خواب من تنها جایی که میبینن.
https://t.me/+eGFsbTdwKQYyOWVk
میگن صاحب یک آژانس بینالمللی در سطح جهانی..
اما فقط من میدونم که شغل شریف این مرد پرنفوذ قاچاق عتیقه است، چون من یه دختر کنجکاو و فضولم که بر حسب اتفاق توی یکی از مهمونی های این آقا متوجه ملاقاتش با خریدارا شدم و در حالی فرار میکنم که یه عتیقه چند میلیون دلاری زیر پیراهنم قایم کردم.
خوشبینی که فکر کنی از دست دیاکو فرار کردی.. چون تنها دو روز بعد منو پیدا کرد و حالا تو زیر زمین عمارتش دست و پا بسته ار ترس به خودم می لرزم اما تا وقتی جاش و لو ندم محاله بلایی سرم بیاد.
https://t.me/+eGFsbTdwKQYyOWVk
Forwarded fromدوستان🌻🌻
September 1, 2026 179