فرتوتگی با دورچین نویسندگی میخورید؟
ساعت هشت صبح. دست میکند زیر بالشت و ماسماسک داغیدهاش را بیرون میکشد. روی صفحه نوشته شده: ساعت بسته شد، گوشی شما به دلیل فلانیِ ساعت داغ کرده است و بهمان. چند پیام ضروری را جواب میدهد. خاموشش میکند و میزند به شارژ. میآید پشت میز و لپتاپش را روشن میکند. مهم نیست چه بنویسد، مهم این است که اولین کار روزش باشد و با سیستم بنویسد: پست کانالش را.
کدام عنینهمغزی ساعت دو بامداد در حالی که چشمها و دستها و پاها و کمرش درد میکند روی تخت دراز کشیده و به گوشی توی دستش خیره شده که چیزی بنویسد؟ او.
الان تقریبن هشت سال است که پاک است، از خاب. شبهایش. این یکیدو سال اخیر، عصر به کلاسها میگذرد و شب؟ به کار؟ به بیداری. شب را به بیداری، بیدار میماند.
نچ، صبح و شب و غروب و اینها مهم نیست. در فرع است. چون صبح و شب و غروب و اینها هرکدام یکجور برایش فلاکت است. مهم نوشتن است. نوشتن پست کانالش بهعنوان اولین کار روز، در ورد. ظهر و عصر و شب؟ نوشتن نمیتواند اولین کارش باشد. چون آن ساعتها یا اوج شلوغی بازارِ روز است یا چند ساعت مانده بهش.
نچ، صبح و شب و غروب و اینها مهم نیست. در فرع است. چون صبح و شب و غروب و اینها هرکدام یکجور برایش فلاکت است. مهم نوشتن است. ابزار نوشتن و چگونگی کار. از کسی که ساعت فلانِ بامداد روی تخت ولوو است و برای نوشتن خیره یا بهتایپِ گوشی است، نویسنده درمیآید؟ حالا شاید زد و درآمد. با دورچین فرسودگی و فرتوتگی و مقداری سسشر. یا، فرسودگی و فرتوتگی و مقداری سسشر، با دورچین نویسندگی؟
ساعت هشت صبح. دست میکند زیر بالشت و ماسماسک داغیدهاش را بیرون میکشد. روی صفحه نوشته شده: ساعت بسته شد، گوشی شما به دلیل فلانیِ ساعت داغ کرده است و بهمان. چند پیام ضروری را جواب میدهد. خاموشش میکند و میزند به شارژ. میآید پشت میز و لپتاپش را روشن میکند. مهم نیست چه بنویسد، مهم این است که اولین کار روزش باشد و با سیستم بنویسد: پست کانالش را.
الهه نصیری
@elahebaseda
5
3
1
1August 24, 2026 148 3