فلسفه کاربردی یعنی فلسفه در خدمت زندگی*.
[*زندگی فردی، حرفهای و اجتماعی]
و این قِسم از فلسفه بیش از آنکه شاخهای از فلسفه باشد، نوعی روح است؛ نوعی جنبش فکری-فرهنگی.
___
انسان اساساً فیلسوف (خرددوست) است؛ زیرا که طبعاً میخواهد بداند و از رهگذر این دانایی، به طرز بالندهای بهتر و بهتر عمل کرده و با کیفیت بالاتری باقی بماند.
همهی انسانها فیلسوف به دنیا میآیند و این فیلسوف درون (the inner philosopher) در تمامی مراحل زندگی با ایشان روزگار بهسر میکند؛ هرچقدر هم که از سر جبرهای مکانی و زمانی (و یا جغرافیایی و تاریخی) سرکوب شده و یا اینکه نادیده انگاشته شود.
مهمترین رسالت فلسفه پرسشگری است و پرسیدن از پاسخ دادن بسیار مهمتر است زیرا پرسش است که افق میگشاید؛ پرسش کُنش است و پاسخ در بهترین حالت فقط نوعی واکنش. رسالت «فیلسوف درون» پرسش کردن است تا در پرتو این پرسشها، راهها از بیراههها مشخص شوند. فیلسوف درون میپرسد تا که هدایت صورت گیرد.
در اینجا هنگامیکه صحبت از فیلسوف یا فلسفه میکنیم، منظورمان یک شغل و یا یک رشتهی دانشگاهی نیست بلکه منظورمان انسان به راستینترین شیوهی بودن و کنشگری است.
فلسفهی کاربردی آمده است تا فیلسوف درون بسیاری را در زندگیهای شخصی، حرفهای و اجتماعیشان احیا کرده و قبراق سازد تا که در مسیر کار دلشان افقگشایی کنند.
[از مقدمهی کتاب "دیالوژی" / جلد یکم / انتشار بهزودی]
- دی داد
___
@DaydaadDotCom
September 1, 2026 66 1