.
💢 خاستگاه تقلید 💢
✅ در نسبت با اجتهاد، مفهوم مقابلی وجود دارد به نام تقلید. تقلید از ریشه «قلد» است که در لغت به معنی چیزی بر گردن دیگری نهادن و کاری را بر عهده کسی گذاشتن است.(اینجا)
در اصطلاح فقهی، تقلید چنانچه غزالی بیان میکند به معنی قبول قول دیگری بدون درخواست حجت و دلیل است. غزالی در همانجا به دوگانهی مجتهد/عامی تاکید میکند و عامی را ناگزیر از تقلید از مجتهد میداند.(اینجا) همین تعریف از تقلید مورد پذیرش مجتهدین امامی از جمله صاحب کفایه هم واقع شده است.(اینجا)
✅ ما در (اینجا) و (اینجا) و (اینجا) و (اینجا) نشان دادیم که تقسیم جامعه به "مجتهد" و "عامی" و دستور به پیروی کورکورانهی میلیونها انسان از یک نفر درسخواندهی دروس حوزوی، آنهم در کلیه امور زندگی خود اعم از سیاسی و اقتصادی و قضایی و خانوادگی و عبادی نه تنها ضد عقل است، بلکه ضد شرع است و پیام کتاب خدا و سنت پیامبر و مکتب ائمه همه در مذمت چنین تقلیدی است و این پیروی را به منزلهی شرک دانسته و کسی که مردم را به چنین تقلیدی از خود فرا بخواند، طاغوت خوانده است.
✅ حال که اینچنین است ببینیم چنین آموزهی شرکآلودی ریشه در کجا دارد و خاستگاه آن کجا است؟
این واژه هم مانند اجتهاد، خاستگاهش اهل سنت و متاثر از نظریه اصولی «تصویب» است که هر دو گرایش کلامی سنیان یعنی معتزلی و اشعری، گرچه با دو تفسیر مختلف، به آن معتقدند. علیرغم اختلافاتی که در مورد اجتهاد و تقلید در میان اهل سنت در طول قرون دوم و سوم و چهارم بود، ظاهرا از اواخر قرن چهارم اکثریت فقها و متکلمین اهل سنت پذیرفته بودند که «عامی» در فروعات خود باید از مجتهد «تقلید» کند.(اینجا)
ولی علیرغم سنیان، واژهی تقلید تا قرن پنجم نزد امامیه بسیار مذموم بود و کلینی روایاتی از ائمه در مذمت آن نقل کرده که تقلید را به منزلهی پرستش مقلَّد دانسته اند.(اینجا) تنها جایی که در نصوص منسوب به ائمه(ع) الفاظ «تقلید» و «عوام» (واژهای فارسیزده از عامی) به معنای امروزی آمده است در روایت «فللعوام ان یقلدوه» در تفسیر منسوب به امام حسن عسکری(ع) است که در (اینجا) نشان دادیم انتساب این تفسیر به امام(ع) مخدوش و از برساختههای قرون بعد است.
✅ حتی در قرن پنجم هم بخش بزرگی از فقهای امامی که تحت عنوان «حلبیون» از آنها یاد میشود، با تقلید مخالف بودهاند و اجتهاد را بر کلیه آحاد مسلمین واجب میدانستند.(اینجا)
ظاهرا واژههای «تقلید» و «عامی»به این معنای مصطلح امروز برای اولین بار توسط سید مرتضی(اینجا) و سپس شیخ طوسی(اینجا) متاثر از فضای گفتمانی حاکم اهل سنت، بکار میرود و وارد ادبیات امامیه می شود. هر چند از قبل آن اصطلاح «استفتاء» و «مستفتی» در آثار دیگران موجود بود و رجوع «مستفتی» به «مفتی» برای کسب «استفتاء» بلا اشکال دانسته بودند. ولی در آن آثار اولا مفتی، راوی خبر بود و نه مجتهد، ثانیا مستفتی طالب دلیل بود و نه مقلد. ظاهرا مکتب بغداد متاثر از معتزلهی بغداد، زمینه را برای پذیرش دو گانهی اجتهاد/تقلید نزد امامیه فراهم میکنند که مورد پشتیبانی حاکمان بویی(که گرایش زیدی معتزلی داشتند) قرار میگیرد ولی با مخالفت فقهای امامی در حلب(که تحت حکومت حمدانیان امامی مذهب و رقیب بوییان قرار داشت) روبرو میشود.
✅ غزالی هم در المستصفی خود به این مخالفتهای با «تقلید» اشاره کرده و بر آن خرده میگیرد که آنها معتقدند عامی باید مطالبه دلیل داشته باشد و فقط از امام معصوم میتواند تبعیت بدون دلیل کند.(اینجا) با این وجود بعد از غزالی این واژه هم مانند اجتهاد در میان امامیه مورد پذیرش مجتهدین واقع میشود.(اینجا)
این انحراف از مکتب اهلبیت هنگامی دردناکتر میشود که دریابیم دروس حوزوی موجود هیچ ربطی به کتاب خدا و سنت پیامبر و رفتار ائمه ندارد و صرفا برگرفته از مدارس نظامیه است که خواجه نظامالملک ۱۳۰ سال پس از آغاز غیبت در سرتاسر امپراطوری سلجوقی تاسیس کرد.
این رویکرد مجتهدین گرچه با مخالفت شدید اخباریین مواجه شد(اینجا) ولی با غلبهی مجتهدین در سیصد سال اخیر به خاموشی گرایید و اینک فقاهت امامیه در اختیار اصولیونی است که در نزد آنها تقسیم جامعه به مجتهد و عامی، و لزوم «تقلید» عامی از مجتهد جزء مسلمات ضروری مذهب قلمداد میشود.(اینجا)
@Cmorghgrom30
.
April 25, 2025 5.4K 196