.
💢آمیختگی اراده انسان و خدا در تشریع💢
1⃣ خدا در (بقره/۱۷۷) میگوید: نیکی آن نیست که روی به جانب مشرق یا مغرب کنید، بلکه نیکی آن است که کسی به خدای عالم و روز قیامت و فرشتگان و کتاب آسمانی و پیغمبران ایمان آورد، و دارایی خود را در راه دوستی خدا به خویشان و یتیمان و فقیران و در راهماندگان و گدایان و بردگان ببخشد، و نماز به پا دارد و زکات مال بدهد، و با هر که عهد بستهاند به موقع خود وفا کنند، و در حال تنگدستی و سختی و هنگام کارزار صبور و شکیبا باشند. آنها به حقیقت راستگویان و آنها به حقیقت متقین هستند.
2⃣ خدا در (بقره/۱۸۹) میگوید: و نیکی آن نیست که (طبق خرافات جاهلیت) از پشت خانهها به درون آنها درآیید بلکه نیکوکار کسی است که تقوا ورزد، و به خانهها از در درآیید، و از خداوند پروا کنید، باشد که رستگار گردید. از امام باقر(ع) نقل است که فرمود معنی آیه این است که کارها را بر همان طریقه خودش انجام دهید.
خدا بارها بر تقوا تاکید کرده است و فلسفه تشریع نماز و روزه و عبادات و احکام را تقوا پیشگی عنوان میکند: لعلکم تتقون. از طرفی معیار تقوا را عدالت میداند و گفته است: اعدلوا هو اقرب للتقوی. یعنی فلسفه تمامی عبادات و احکام این است که انسان تقوا بورزد و بهترین شاخص تقوا این است که در عمل، عدالت پیشه کند. اگر کسی را میخواهید راستی آزمایی کنید که تا چقدر با تقوا است، ببینید او تا چقدر رفتارش با دیگران عادلانه است.
3⃣ خدا میفرماید: یقیناً خدا سرنوشت هیچ ملتی را تغییر نمی دهد تا آنکه آنان خود را تغییر دهند. (رعد/۱۱)
باز میفرماید: همانا ما پیامبران خود را با دلایل روشن فرستادیم و با آنان کتاب و میزان نازل کردیم تا مردم به عدالت بر خیزند.(حدید/۲۵)
پس جهت تغییر در جوامع باید در جهت برپایی قسط و عدل باشد و اگر ارادهی انسان برای تغییر حکمی، در جهت قسط و عدل و حق و انصاف باشد، خدا با آن تغییر همراه است و امضایش میکند.
4️⃣ ارث به زنان نمیرسید و سکوت پیامبر در برابر آن نشان از شرعی بودن آن داشت. خوله بنت حکیم با دو فرزند، شویش میمیرد و برادر شویش طبق این حکم شرعی! تمام ماترک او را به ارث میبرد و هیچ برای آنان باقی نمیگذارد. زن از این حکم شرعیِ ظالمانه به خشم میآید و نزد پیامبر اعتراض میکند و خدا بر اساس آن حکم شرعی را عوض میکند و آیات (نساء/۱۱و۱۲) نازل میشود که طبق آن ارث به زن و فرزند و پدر و مادر میرسد و نه به برادران.
5️⃣ حکم ظِهار رسم عرب بود و مورد امضای خدا. طبق این حکم شرعی! یک مرد میتوانست به همسرش بگوید تو مانند مادرم هستی و لذا همبستری با تو بر من حرام است و از آن پس دیگر رابطهی زناشویی با وی حرام میشد بدون اینکه زن طلاق داده شود. در نتیجه طبق این حکم شرعی ظالمانه، زن بلاتکلیف رها میشد و در خانهی مرد معلق میماند تا پیر شود و بمیرد. ولی زنی به نام خوله بنت ثعلبه بر این حکم شرعی ظالمانه میشورد و طبق آیات (مجادله/۱و۲) نزد پیامبر شکوائیه صادر میکند و خدا این حکم شرعی ظالمانه را نسخ میکند.
6️⃣ آیات فراوانی از قرآن کریم احکام فقهی بسیاری را ذکر میکند که احبار و کاهنان و فقیهان زمانه به عنوان حکم خدا بخورد خلق الله میدادهاند که ظالمانه و نابخردانه بودهاند. قرآن کریم در این آیات مخاطبین خود را به داور قرار دادن عقل و وجدان فرا میخواند تا آنچه را فقها حکم خدا میخوانند و با عقل و وجدان در تضاد است، به کنار بنهند.
❇️ نتیجه آنکه هیچ حکم ظالمانهای مورد امضای شارع مقدس نیست، ولو در قرآن خدا یا در روایات اهل بیت آمده باشد، و مرجع تشخیص ظالمانه بودن هم عرف مردم است. یک حکم شرعی پا بر جا است مگر عرف تشخیص دهد ظالمانه است و همین تشخیص مردم، کاشف از نسخ آن حکم شرعی و تشریع حکم جدید است که عادلانهتر و منصفانهتر است.
بردهداری و کنیزداری طبق کتاب و سنت حکم شرعی بوده است و مورد امضای شارع مقدس. اینک عرف مردم این حکم شرعی را ظالمانه میداند و همین تشخیص، کاشف از نسخ این حکم شرعی و جایگزینی آن با حکمی عادلانهتر و منصفانهتر است. ایضا احکام مربوط به زنان که جایگزینش برابری حقوق زن با مرد میشود. و ایضا احکام مربوط به اهل کتاب و پیروان دیگر ادیان که جایگزینش برابری حقوق شهروندان میشود با هر دین و آیینی.
✳️ ممکن است گفته شود این مبنا به اباحیگری و لاابالیگری منجر میشود. پاسخ اینکه عرف تربیت یافتهی نیکی قرآنی که ایمان به خدا و قیامت و فرشتگان و کتب آسمانی و انبیا است و انفاق به نیازمندان و برپایی نماز و وفای به عهد و صبر در تنگدستی و سختی و راستگویی و رعایت تقوا و عدالت را تاکید دارد، هیچگاه به اباحیگری و لاابالیگری منجر نمیشود. اباحیگری و لاابالیگری هنگامی شیوع پیدا میکند که مردم عقل و وجدان خود را تعطیل کنند و اجازه دهند تحت القائات و تبلیغات اربابان زر و زور و تزویر قرار گیرند.
@Cmorghgrom30
.
November 20, 2025 3.2K 78