گلوله، خون، فقه 💢 ✅ بار دیگر این سرزمین به خروش آمد و این بار شمار… — سی مرغ — TG.ME

.

💢 گلوله، خون، فقه 💢


بار دیگر این سرزمین به خروش آمد و این بار شمار معترضین پرتعدادتر و خشمگین‌تر و کشتار متعاقب آن جنایت‌بارتر از همیشه بود. هزاران نفر از جوانان این وطن خونشان بر زمین ریخته شد و همه‌ی ما را در سوگ و ماتم نشاند. تا باز خود را پیدا کنیم و رخت عزا برکنیم و جامه عزم پوشیم و بار دیگر توفنده‌تر از همیشه بر ظلم و خرافه و نیرنگ بتازیم، شاید این بار برای همیشه بساط اهریمن را از این مرز و بوم برچینیم.

آنان که با ضحاک اهریمنی‌ در مبارزه‌اند، نیک مراقبند که در حین مبارزه مبادا اهریمن بر شانه‌های آنان هم بوسه زند و دو مار شهوت و غضب را بر آنان برویاند. با غضب، خشونت گفتاری و کرداری ورزند و با شهوت، دیگران را ابزار تلذد خود کنند و گاه این دو مار بر پندارشان هم نیش زنند و وهم بر ایشان عارض کنند که شهوت و غضب و وهم از سپاه اهریمن‌اند. با دستمال کثیف نمی‌توان پنجره را شست و با خوی اهریمنی نمی‌توان با اهریمن درآویخت.

در هنگامه‌ای که به نام دین ظلم و جنایت می‌شود بدیهی است که جوانان از چنین دینی بیزار و به آن کافر شوند. این دین‌گریزی، نه گریختن از مطلق دین، بلکه گریز از دین تقلیدی به دین شخصی است. آنچه دین‌گریزی می‌نماید، در واقع تقلیدگریزی است. اگر دین را دارای سه ساحت ایمان و اخلاق و فقه بدانیم، ایمان و اخلاق، که از ان تعبیر به معنویت می‌کنیم، وجه باطنی و درونی دین است که از انسان جدا ناشدنی است. زیرا این ایمان و اخلاق است که به زندگی او معنا می‌دهد و مانع از آن می‌شود که خودکشی کند. معنویت است که انسان را مجاب می‌کند زندگی ارزش زیستن را دارد با تمام سختی‌ها و رنج‌ها و دردهایش. این معنویت که ایمان و اخلاق جانمایه‌اش هستند در اندرون انسان شعله‌ور است و زندگیش را از درون گرما می‌بخشد.

این معنویت و ایمان و اخلاق مادامی که معنویت و ایمان و اخلاق است در اندرون انسان باقی می‌ماند و دیگری، حتی نزدیکترین اعضای خانواده انسان هم از آن آگاه نمی‌شود. اما این معنویت چون سراسر وجود انسان را تسخیر می‌کند، نمی‌تواند در اندرون انسان باقی بماند و در تمامی اعضا و جوارح او بصورت گفتار و کردار و رفتار ظهور و بروز می‌یابد. از اینجا است که فقه سر و کله‌اش پیدا می‌شود. فقه مجموعه‌ی گفتار و اعمال و رفتار منبعث از ایمان و اخلاق است.

از آنجا که هر انسانی لابد از معنویت است و از آنجا که ظهور بیرونی معنویت فقه است، لذا هر انسانی ناچار از فقه است. منتها بسته به این که دین او تقلیدی یا شخصی باشد، فقه او هم تقلیدی یا شخصی خواهد بود.
آنچه در جامعه ما رخ داده است، عبور از دین تقلیدی به دین شخصی است که ظهور و بروز این عبور در جامعه بصورت عبور از فقه تقلیدی به فقه شخصی است.
فقه شخصی منبعث از دین شخصی و محصول تجربه‌ی زیسته‌ی فرد است و نه اینکه فرآورده‌ی تقلید از کسی که مجتهدش می‌خوانند.

تقلید است که از دین شر می‌زاید و جنایت می‌آفریند. تقلید است که در اذهان برای مجتهد اتوریته‌ای می‌تراشد که مقلد را مجاب به آدمکشی و ظلم و جنایت می‌کند برای حفظ موهومی که نظامش می‌خوانند. و ما در اینجا و اینجا و اینجا نشان داده‌ایم که تقلید اساس قرآنی و اسلامی ندارد و برساخته‌ی اربابان زر و زور و تزویر است.

برای راقم این سطور عجیب بود که برخی از سکوت مراجع تقلید و فقها در برابر این ظلم و جنایت بین تعجب کرده بودند و از اینکه از سنگ صدا آمد و از اهل صدا نه. اساسا این فقه تقلیدی و مرجعیت تقلید برای همین مجاب‌سازی اذهان برساخته شده است که برای دو تار موی دخترکان و موتورسواری آنان و تعطیل کردن فلان مناسبت مذهبی کفن پوش راهی خیابان‌ها شوند ولی ریختن خون جوانان و غارت ثروت ملی را نه تنها مجاز بلکه از اوجب واجبات بخوانند. پس حق است که زبان لاله‌های در خون غلتیده شویم و آواز سر دهیم:
بیزارم از دین شما، نفرین به آیین شما
از پینه‌ی پیشانی و دل‌های سنگین شما



@Cmorghgrom30
.
February 16, 2026 3K 80