شبونه از خونه فرار کردم❌️
مامانم بالاخره فهمیده بود دختر بزرگش، دختر سر به زیر و محجوبش حامله شده و من چارهای جز فرار کردن از اون خونهی سنتزده نداشتم!
ساووش هم دنبالم بود تا به خاطر یاسر، شوهر سابقم منو بکشه!
و من مجبور شدم به مرد متاهلی پناه ببرم که پدر جنینهای توی شکمم بود.
میدونستم خودمو به شکنجهگاه میبرم ولی چارهای نداشتم!
باید چشم روی همه چیز میبستم تا هم خودم و هم جنینهام زنده می موندن!
https://t.me/+q9Y4IwUIDQIzMGVk
https://t.me/+q9Y4IwUIDQIzMGVk
Forwarded fromرعد

September 5, 2026 12