پاپ گریگوری اول، نزدیک به ۱۴۴۰ سال پیش، توی این کتاب گزارش بلندی دربارهی معنی «سایه» در اینجا نوشته. که بخشی ازش اینه:
«سایه» میتواند بیانگر کرختی ذهن یخزده باشد، هنگامی که محبت از آن رخت برمیبندد؛ چنانکه دربارهی انسان گناهکار گفته شده است که «در پی سایه رفت». زیرا انسان، در گریز از گرمای محبت، خورشید حقیقت را ترک کرده و خود را در زیر سایهی سرمای درونی پنهان کرده است. از همین رو خودِ حقیقت میگوید: «شرارت و قانونشکنی به قدری زیاد خواهد شد که محبتِ اکثر مردم سرد خواهد شد.» [متی ۲۴: ۱۲]
از همین روست که نخستین انسان، پس از گناه، در میان درختان بهشت و در خنکای پس از نیمروز پنهان میشود. [پیدایش ۳: ۸] زیرا گرمای نیمروزیِ محبت را از دست داده بود و اکنون زیر سایه گناه، همچون کسی که در سرمای هوا قرار گرفته باشد، کرخت شده بود.
بنابراین، از آنجا که این بهیموت در کسانی که با دور شدن از نور خورشید حقیقی سردشان میکند، نوعی آسودگی مییابد، گفته میشود که در زیر سایه میخوابد. [+]
