آشفتار: post #3326 — TG.ME

استعاره

حتی اگر از جنگل‌ها
پیچیدگی‌های ضروری‌شان را برای تصویر
قرض می‌کردند
دروغ می‌گفتند و

رسوا می‌شدند.

شهرهای گدای ما
که مثل چارپایان سربریده شکست خورده‌اند
باقی می‌مانند

آنان که با دسته جارو از واژن‌هایمان به ما تجاوز می کنند.
آنها خود جنگل‌ها هستند.

مادرم از آشپزخانه سقوط بغداد را اعلام کرد.

ملت‌های بی‌پایان و سرهای تراشیده انسان در اتاق نشیمن ایستاده بودند.

و جنگل‌های برهنه می‌گریستند

و هیچ رازی نبود جز
در کتاب‌هایشان.
و هر زمان که آبی دریا را برای تطهیر نیت‌ها قرض می‌گرفتند
مادران‌شان در دهان کوسه‌ها می‌افتادند

و اگر در شعری راست می‌گفتم که "عشق مانند قتل عام کورهاست"، دروغ می‌گفتم.
قربانیانش از من انتقام می‌گرفتند زیرا در تشبیه افراط می‌کردم.
و عشق تو را از پوستم می‌دریدند
دروغ گفتم وقتی آرزوهایم را با ببرها مقایسه کردم، زیرا دومی قدرتمند است و اولی . . . عملی نفرت‌انگیز

وقتی همدردی خوانندگان را به قلبم معطوف کردم،

آن را مانند کدویی پژمرده کردم، و دروغ گفتم.
آن را مانند برگ‌های عهد عتیق زرد رها کردم، و دروغ گفتم.
آن را به آسفالت جوشان تبدیل کردم، و دروغ گفتم.
آن را بسان چاله‌ی فاضلاب وصف کردم، و دروغ گفتم.

آن را به یک تیرک تیز به چارمیخ کشیدم، و دروغ گفتم.

و چیزی نبود جز گِل بی‌صدا

وقتی برای زنده ماندن جلسات خوددرمانی را با شعرهای مجانی جایگزین کردم،

و مغزهای پیشینیانم را در آن خالی کردم،
آنگاه دروغ مانند کاه در جنگل رشد کرد.

ببخشید،
آیا دوباره زیاده‌روی کردم؟

منظورم این است که کاه... کاه... کاه مانند دروغ رشد کرد.

نکته مهم،
مشکل شاعران این نیست که دروغگو هستند
تراژدی در باور کورکورانه‌ی آنهاست...
...مثل قتل عام‌ها.


#اسماء_عزایزه
#شعر_فلسطین
#asmaa_azaizah
❤2
December 20, 2025 1.1K 11