در طول تاریخ ادبیات و تاریخ رسانه، اسطوره پنهلوپه بازمیگردد و خود را دوباره احیا میکند (الف) به عنوان یک استعاره شاعرانه، با استفاده از رابطه بین فعالیت خود پنهلوپه، یعنی بافتن ( لاتین texere)، و متنی که به عنوان تار و پود پارچه شناخته میشود، یا (ب) به عنوان مانیفستی برای صدای زنان یا صدای زنانه، که توسط جنبشهای فمینیستی ترویج میشود.
باربارا کوهلر در مجموعه شعر خود با عنوان ««زن هیچکس»(فرانکفورت. ۲۰۰۷) اسطوره پنهلوپه را در قالب یک چیدمان زبانی («Sprachinstallation») بازنویسی میکند. کوهلر در شعر «GEWEBEPROBE: PENELOPE» (نمونه پارچه: پنلوپه) چندین جناس و ابزار صوتی را به بازی میآورد تا اطمینان حاصل شود که متن به اندازه کافی قابل فهم است، اما فقط وقتی که با صدای بلند خوانده و گوش داده شود (کتاب با یک سیدی همراه است): ریتم و تکرار کلمات و فرمولهای خاص، اشارهای قوی به فعالیت پنلوپه هومر - یعنی بافتن و باز کردن کفنی که به لائرتس وعده داده شده بود - و همچنین به انتظار مداوم اودیسه، ایجاد میکند. یک الگوی یونانی مدرن که اسطوره پنلوپه را به عنوان یک چیدمان زبانی بین شعر، اجرا، نظریه و معماری نشان میدهد.
اینک خواندن شعر با صدای شاعر:
3
1August 23, 2026 288 5