آشفتار: post #3323 — TG.ME

اسما عزایزه
Asmaa azaizeh

اسما عزایزه شاعر، مترجم و هنرمند فلسطینی، زاده سال ۱۹۸۵ در روستای دبوریه از جلیل علیا و ...


تنها یک کلمه‌ام

نگاه‌کن پدرم
زبان بستری مجلل است
و من بیرون خزیدم از مادگی زندگی
روی پله‌ای قدیمی.
پس با کدام زبان در مرگت سوگواری کنم؟

دوازه سال آزگار
خّنسا بر دروازه مدرسه ایستاده بود.
من به دنبالش ورورکنان
چون طوطی بی‌زبان
و هر بار، اشک در چشمانش حلقه می‌زد
موجوداتی با پوست سخت
در برهوت چشم‌هایم راه می‌رفتند.
هر بار که سرمی‌زند
درخت توت را می‌برد مادرم
تا ریشه‌هایش دیوار را نشکافد
کدام زبان میتواند شکافت
اندوه مرا بخاطر تو؟

کلمات را برداشتم
از خاطرات تا دورها رفته‌ی شاخه‌های درخت
زبان را شخم زدم
از وسعت غیاب خیال علفزار

گُربه‌ها مرثیه‌هایشان را به من آموختند
بر جنین‌هایی که هرگز
در زهدان‌شان
شکل نگرفت.
مرگ مرا به دروازه مدرسه بست
سهم خود را می‌طلبید
من جز یک کلمه بیشتر نیستم
جست زنان بر زبان کوچکش

من فقط یک کلمه‌ام
که نمیتوانم فراگیرم
من گفته می‌شوم و
تمام می‌شوم.

اگر سوگواری میومیو کردن
یا بع‌بع بود
من آن می‌شدم.
ناله کشداری می‌شدم
که پدرم را فرامی‌خواند
یا جستجویی
که مرا به رهنمون شود.

من چیزی نیستم جز یک نام
مانده در شکم خداوند
همان که فراموش کرد
به آدم بیاموزد.
بگذار دیگر نام‌ها را بدانم
تا بتوانم نام دیگری بگویم

ببین پدر،
زبان بستری مجلل است،
خنسا مانند سپهری بالغ
بر آن خوابیده است

وقتی پیش پایش می‌ایستم،
مثل محله‌ی متروکه‌ای
سکوت از درونم سوت می‌زند.
و در بدنم،
بر نوک انگشت پاهایشان،
مرثیه‌ها می‌آیند.

* خنسا، بانوی شاعر عرب که بسیاری از شعرا او را بزرگترین شاعر زن عرب می‌دانند. خنسا به معنی زنی که بینی چون آهو، نوک بالا، دارد.

#اسماء_عزایزه
#شعر_فلسطین
#asmaa_azaizah
❤4🕊1
November 29, 2025 1K 12