سه
بخش جذاب دیگر این قسمت، ماجرای عاشقانه داوود با وکیلش رهاست. داوود که احتمالن تحت تأثیر تفاوت شخصیتی رها با دیگرانی که او بهطورمعمول با آنها سر و کار دارد قرار گرفته، در طول این مدت شیفتهی او شده است.
اما به انتخاب هوشمندانهی کارگردان برای موقعی که داوود میخواهد خارج از زندان به سراغ رها برود دقت کنید. دو صحنه در اینجا کنار هم گذاشته شدهاند که نکتهای ظریف در خود دارند. در صحنهی اول میبینیم که داوود برای تعمیر ماشینش پیش تعمیرکار رفته. نوع مکالمهای که بین این دو شکل میگیرد و همچنین نشان دادن تکچرخ زدن یک پسر برای تحتتأثیر قرار دادن دختران در آن نزدیکی، با ظرافت فرهنگی که داوود به آن تعلق دارد و شکافی که بین دنیای او و دنیای رها وجود دارد را نشانمان میدهد. تنها نشان دادن ساختمانی که رها در آن زندگی میکند برای فهماندن این مطلب کافی است. این شکاف به تنهایی برای محکوم به فنا بودن این علاقه بس است.
در ادامه صحنهی کافه را داریم. رها با بیرحمی تمام سلیقهی نهچندان خوب برای انتخاب عطر را به رخ داوودی که با حالتی خمیده و زبان بدنی تسلیمشده روبهروی او نشسته، میکشد. انگار پوش این ابتدای صحنه تلاش داوود برای نزدیک شدن به رها باشد و پوش اوت انتهای صحنه پس زدن سرد و بیحس رها نسبت به حسی که او دارد.
نگار جواهریان در نقش رها همچنان باید طیف وسیعی از احساسات را منتقل کند. شخصیت رها طوری طراحی شده که ممکن است در لحظه حس و حال و افکار او تغییر کنند. ممکن است لحظهای با تمام وجود در حال دفاع از موکلش باشد و لحظهای بعد شک و تردید سنگینی بر او غالب شود. یا لحظهای با قیافه سنگی در ذوق داوود بزند و چند لحظه بعد با خنده و شوخی دلگرمکننده امیدی برایش به وجود آورد. جواهریان تا به الان بهخوبی از پس ایفای نقش شخصیت سرکش و دمدمی رها برآمده است.
🆔 T.me/arttalks
9May 26, 2025 614 4