یک تینا پاکروان در «تاسیان» بار دیگر به سراغ روایت داستانی عاشقانه در… — ArtTalks — TG.ME

یک
تینا پاکروان در «تاسیان» بار دیگر به سراغ روایت داستانی عاشقانه در دل دوره‌ای از تاریخ معاصر ایران می‌رود. بنابراین او که پیش‌تر از فرمولی مشابه در سریال «خاتون» استفاده کرده بود، با این نوع روایت بیگانه نیست. سریال جدید پاکروان هم از مهم‌ترین نقطه‌قوت «خاتون» که فضاسازی استادانه‌اش بود بهره می‌برد. فیلم‌ساز با دقت و وسواس فراوان و پرداخت مناسب به جزئیات، دنیایی را می‌سازد که تماشاگر دوست دارد غرق آن شود، مدت‌ها در آن وقت بگذراند و سرخوشانه از آن لذت ببرد؛ اما از طرفی هرچه این انتخاب برای «خاتون» انتخابی درست و به‌جا به نظر می‌رسید، در «تاسیان» شاید قضیه کمی فرق کند. روایت «خاتون» در نقطه‌ای از تاریخ ایران اتفاق می‌افتاد که در آن کشوری روبه‌رشد به‌صورتی ناخواسته درگیر یکی از بزرگ‌ترین و هولناک‌ترین جنگ‌های تاریخ بشر می‌شد. فضای آن‌جا فضای آرامش قبل از طوفان بود و مسأله راجع به تحمیل تنشی ناخواسته به جامعه؛ اما در این‌جا همه‌چیز سراسر متفاوت است. جنگ با انقلاب فرق دارد. اولی از جایی خارج از مرز‌ها برون می‌آید و دومی از دل خود جامعه سر بر‌می‌آورد. به‌تصویرکشیدن زیستی به این شکل مسالمت‌آمیز و کم‌تنش در یکی از ملتهب‌ترین بخش‌های تاریخ معاصر مملکت، مقداری رویایی و غیر‌واقعی به نظر می‌رسد. پس پیاده‌کردن همان فرمول نگاه رمانتیزه و نوستالژیک به گذشته هرچه‌قدر برای «خاتون» می‌توانست درست باشد برای «تاسیان» شاید مناسب نباشد. نگاه و برخورد معصومانه‌ی فیلم‌ساز با شخصیت‌های داستانش، در بهترین حالت حسی نوستالژیک و فانتزی دل‌خواه زندگی در گذشته را در مخاطب به‌وجود می‌آورد و در بدترین حالت در صورت امتداد می‌تواند منجر به سطحی و تک‌بعدی‌شدن شخصیت‌ها شود.
دو
سریال پی‌رنگی جذاب و عاشقانه‌ای خواستنی دارد. پسری ساده ازخانواده‌ای متوسط و مذهبی در یک نگاه عاشق دختری هنرمند و پرنسس‌گونه از یک خانواده‌ی متمول می‌شود. این یکی از سر اختلاف نظر با خانواده‌ی سنتی‌اش قطع ارتباط کرده و آن یکی پدری دارد که بی‌اندازه عاشق و وابسته به دخترش است. عشقی که با توجه به تضاد‌های موجود میان هر دو و جامعه‌ای آماده انفجار می‌تواند موقعیت‌های دیدنی را تحویل‌مان دهد؛ اما حیف که سازنده، داستان اصلی‌اش را برای جذب مخاطب بسنده نمی‌داند و اپیزود پایلوت تا جایی که می‌تواند به حواشی توجه می‌کند. سریال در مدت زمان حدودن ۵۰دقیقه‌ای قسمت اولش هم کیارستمی دارد و هم بیضایی، هم دانشجویان معترض چپ دارد و هم کارگران معترض مشغول در کارخانه، هم انقلابیون فعال و تقابل‌شان با ساواک را دارد و هم خوش‌گذرانی‌های افراد در فضایی شبیه به دیسکو در یک مهمانی قبل انقلابی (که این آخری از قضا تبدیل به یکی از صحنه‌های ضعیف این اپیزود هم می‌شود). بحثم این نیست که این صحنه‌ها بد یا غیرضروری هستند. اتفاقن برای همان فضا‌سازی خوبی که عرض کردم این سریال دارد، بسیار هم مهم هستند. اما ریختن همه‌ی این‌ها در یک قسمت باعث سردرگمی مخاطب می‌شود و حس از این شاخه به آن شاخه پریدن‌های زیاد را به‌وجود می‌آورد. بهتر است در ادامه سریال قدر نقاط قوت و جذابیت‌های خودش را بداند و تمرکز بیش‌تری روی آن‌ها به خرج دهد.
سه
سریال یکی‌دوجین بازی‌گر درجه‌یک و با تجربه دارد که هرکدام شاید به‌صورت مستقل پتانسیل جذب مخاطب و پیش‌بردن یک پروژه به تنهایی را داشته باشند. گردآوردن چنین گروهی کنار هم و گرفتن بالا‌ترین بازدهی از هرکدام کار بسیار سختی است. هرچند پاکروان قبلن نشان داده که از پس انجام چنین کاری به‌خوبی برمی‌آید. در اپیزود پایلوت که به همان دلیل پراکندگی زیاد خطوط داستانی فرصت چندانی برای عرض اندام به بازی‌گران داده نمی‌شود؛ اما در همین فرصت هم پانته‌آ پناهی‌ها، بابک حمیدیان و هوتن شکیبا به واسطه‌ی توانایی‌شان می‌توانند خود را تثبیت کنند. این دسته از بازی‌گران از کوتاه‌ترین فرصت‌ها هم استفاده می‌کنند و تأثیرشان را بر مخاطب می‌گذارند. امتیاز ویژه‌ی اپیزود اما مهسا حجازی است که در این نخستین نقش محوری بزرگ‌ش غافل‌گیرکننده است و از پس ساختن شیرین برمی‌آید. باید منتظر نام‌های بزرگ دیگر سریال هم ماند و دید که تعادل میان این نقش‌ها و بازی‌ها چه‌طور برقرار خواهد شد.
چهار
فارغ از متن، تینا پاکروان کارگردان، برگ برنده‌ی سریال است. آن فضا‌سازی خوب مورداشاره، نتیجه‌ی یک کارگردانی و دکوپاژ خوب است که با انتخاب‌های درست نمی‌گذارد تصاویر از نفس بیفتند و ریتم بالای داستان را به خوبی حفظ می‌کند. هم‌چنین طراحی صحنه‌ی چشم‌نواز سریال که بی‌نقص و از مهم‌ترین نقاط قوت این اپیزود هستند در کنار فیلم‌برداری و نورپردازی‌های درخشان، تصاویری پویا و بسیار گرم و دوست‌داشتنی را تحویل‌مان می‌دهند.
🆔 @Arttalks
👍12👎1
February 13, 2025 914 18