دوستی خاطرهای از یکی از گروههای فلسفه تعریف میکرد که دیواری کمی خراب شده بود و نیاز به رنگ داشت و اساتید گروه در جلسهای جمع شده بودند و در موردش حرف میزدند و فکر میکردند و به تصمیم نمیرسیدند! و این روند ادامه پیدا میکرد و همچنان حضرات دچار فلج تصمیم بودند.
این فلج تصمیم و موارد مشابهش دلیلی است که من معمولاً میگویم که مدیریت یک توالت عمومی را من به اهل فلسفه در نسخه کنونیشان نمیسپارم.
در نظر بگیرید که یک توالت عمومی را به گروهی از این فلاسفه سپرده بودیم تا مدیریت کنند. برای تصمیم بر سر گرفتن شلنگ بر مایحتوی توالت، آنها به اختلاف میخوردند. میگفتند باید بفهمیم که چیست آنچه که در حقیقت مدفوع است؟
یکی میگفت مدفوع خانه وجود است. یکی میگفت مدفوع ایده مبارزه علیه سرمایهداری است. دیگری میگفت مدفوع تجلی حضرت باری است. یکی هم میگفت ما هنوز زبان درست برای توصیف مدفوع را نداریم و باید زبانی مصنوع برای توصیف مدفوع خلق کنیم و هزاران دعوا بین آنها در میگرفت و هر یک دیگر را به مدفوع ناشناسی متهم میکرد.
در حالی که تنها چیز مورد نیاز آن بود که کسی شلنگ را بردارد و بر مایحتوی توالت بگیرد تا در چاه مسکن بگزینند.
@anarchomancer
4
1August 24, 2026 240 3