✍️ چیست سرمنشأ فلاکت ایرانیان؟
قسمت اول: مقدمه و قرائن بحران
🔶 چیست سرمنشأ فلاکت ایرانیان؟ و آیا راهی برای رهایی از آن هست؟ این فلاکت تا چه اندازه دیرپا است و تا چه اندازه آمیخته با زندگانی ما ایرانیان است؟ آیا این فلاکت حکم تقدیر است یا اراده را راهی برای گذر از آن هست؟ اگر اراده توانِ درمان دارد، کدامین طرح میتواند ما را به سوی نجات هدایت کند؟
🔷 از اندک جماعت مزدور یا گسسته از زمین که بگذریم، اصل فلاکت روشن و مبرهن به نظر میرسد. اما برای کاوش عمیقتر لازم است نگاهی به قرائن بیندازیم تا جلوههای فلاکت را بهتر فهم کنیم. پس کدامند آن قرائنی که فلاکت و دشواری زندگانی ایرانی را بازنمایی میکنند؟
🔷 از حیث اقتصادی، تورم مزمن و ساختاری، گسترشش خط فقر به حداقل یک سوم جمعیت کشور در کنار بحرانی به نام ناترازی که اسم عامی برای چندین بحران در کنار یکدیگر است؛ نمایانگر این فلاکت است. از حیث اجتماعی، مهاجرت نخبگان و نیروی انسانی توانمند در کنار افول سرمایه اجتماعی و افزایش جرم و جنایت ناشی از فقر وضعیت را نمایان میسازد.
از حیث سیاسی، تصلب ساختاری دولت، شکاف دولت از ملت و تنش دائمی میان این دو در کنار انزوای بینالمللی ماجرای این کشور را آشفته میسازد. این بحران چنان فراگیر است که طبیعت را نیز بینصیب نگذاشته است. گویا که فلاکت میان آدمی و طبیعت فرق نمیگذارد و دامن طبیعت را نیز میگیرد. تنش شدید آبی در کنار فرونشست زمین و آلودگی هوا قسمتی از این ماجرا است.
🔷 سطری از سطور فوق، قابل انکار نیست. آنان را باید همچون فکت و اموری مسلم در زمان کنونی ما در نظر گرفت. هر کس آن را انکار میکند، بدون شک به خود فریبی مبتلا است. خودفریبی ناخودخواسته محتاج درمان و تنبه است اما خودفریبی خودخواسته راهحلی دیگر دارد. از آن راهحلهایی که ابنسینا بسیار بدان علاقهمند بود: «پس او را به درخت ببندید و وی را محکم بزنید تا متنبه شود!»
🔷 البته روشن است که قرائنی نیز علیه فلاکت وجود دارد یا بهتر بگوییم اموری بالقوه امکان گذر از فلاکت را میتوانند فراهم کنند. از جمله آنکه علیرغم کوشش دائمی دولت برای از میان برداشتن طبقه متوسط، همچنان لایهای نسبتاً آگاه در جامعه مدنی مستضعف ایرانی وجود دارد و همچنان از حیث تحصیلات دانشگاهی ایران وضعیت ممتازی نسبت به بسیاری از کشورها دارد.
🔷 در نهایت موقعیت ژئوپلتیکی ممتاز ایران، اگرچه از روی حماقت حاکمان اینک بحرانآفرین شده است اما در یک وضعیت متعادل به خودی خود مانع از فلاکت بلندمدت و دیرپا است. آنچه حاکمان کنونی ایران، بر سر این نقطه مزیت قابل اتکا و نسبتاً پایدار آوردهاند، حقیقتاً ممتاز است. بیماری عمیقی باید خِرَد و اراده را فاسد کند تا وضعیت چنین که هست شود.
@anarchomancer
September 1, 2026 33 2