✍️ خودت بمال به مثابه الگوی حکمرانی
🔶 یک وزیر بهداشتِ پیشین، رو در روی شهروندی که از هزینهی فیزیوتراپی گله داشت، پاسخی داد که در سادگیِ وقیحانهاش، بیش از هزار سند و بیانیه، ماهیتِ نظام را افشا کرد: خودت بمال. این عبارت، لغزشی تصادفی بر زبانِ یک مسئول نبود؛ فرمولِ فشردهی الگوی فراگیرِ حکمرانی در جمهوری اسلامی است. نه استثنا، که قاعده. نه لغزشِ زبانی، که دستورالعمل.
🔷 بیایید صادق باشیم و به این کشف افتخار کنیم. خودت بمال یعنی: درد هست، درمان هست، اما مسئولیتِ اتصالِ این دو، بر عهدهی خودِ دردمند است. دولت اینجا نقشِ ناظر را بازی میکند؛ ناظری که فقط تماشا میکند چگونه شهروند، با دستِ خویش، بر زخمِ خویش مرهم میگذارد. این را کوچک نشمارید. این یک متافیزیک است، نه صرفاً یک سیاست. دولت میخواهد به وجود فینفسه و لنفسه مبدل شود!
🔷 اکنون به بهانههای بزرگتر برسیم. گفته میشود آزادسازیِ قیمتها، حذفِ یارانه، و جعبهابزارِ سیاستهای نئولیبرال، ریشه در نظریهای اقتصادی دارند؛ که بازار باید خود تنظیم شود، که دستِ نامرئی کارآمدتر از دستِ دولت است. این توضیح، توضیحی مؤدبانه است، اما دروغ. جعبهابزارِ نئولیبرال در اینجا صرفاً یک واژهنامهی عاریتی است برای پوشاندنِ همان حکمِ اصلی: خودت بمال. چرا که اگر منطقِ بازار واقعاً حاکم بود، باید کمی رقابت میآمد، اندکی و فقط اندکی شفافیت میآمد، نظارت میآمد. هیچکدام نیامد. آنچه آمد، فقط رهاسازیِ بار بود؛ سبکشدنِ دولت از وزنِ مسئولیت، نه هدایتِ اقتصاد بهسوی کارآمدی. بدین ترتیب، نئولیبرالیسمِ ایرانی نه یک مکتب، که یک بهانه بود؛ نقابی زیبا بر چهرهی همان اصلِ کهنه.
🔷 این الگو را در هر نهادی بازیابی کنید و همان ساختار را خواهید یافت. در بیمهی درمانی: خودت بمال. در مسکن: خودت بساز، بر زمینِ خودت بمال. در بازنشستگی: خودت پسانداز کن، چون صندوق تهی است. در امنیتِ اجتماعی: خودت مراقب باش، چون پلیس کفایت نمیکند. در آموزش: خودت کلاسِ خصوصی بگیر، خودت معلمِ خانگی بیاور، چون مدرسهی دولتی چیزی جز اسکلتِ خالی نیست؛ کیفیت را نیز باید، مثلِ سلامت، خودت بمالی. تنها در یک نهاد، این الگو معکوس میشود، و همین معکوسشدن، اصل را برجستهتر میکند: در دین. دین را کسی از تو نمیخواهد که خودت بمالی؛ دین را در تو میمالند، بهزور، بیرضایتِ تو. اینجا یگانه نهادی است که دولت، بهجای عقبنشینیِ مسئولیت، هجومِ اقتدار میآورد. و این استثنا، نه نقضِ قاعده، که تکمیلکنندهی آن است: هرجا سود و کارکرد در میان است، دولت غایب میشود؛ هرجا کنترل و مشروعیت در میان است، دولت با تمامِ قدرت حاضر میشود. خودت بمال و بهزور بمالیم، دو روی یک سکهاند؛ سکهای که رویش رهاییِ حکومت از هزینه است، و پشتش، تحکیمِ سلطهی حکومت بر جان و تن و مال.
🔷 و اینجاست که باید پرسید: چرا این الگو، با اینهمه تنوعِ ظاهری، اینقدر پایدار مانده؟ پاسخ ساده است: هدف، رفعِ مسئولیت است، نه حلِ مسئله. حکومتی که پاسخگو نیست، به مسئله نیازی ندارد؛ به توجیه نیاز دارد. و خودت بمال، کاملترین توجیهی است که میتوان تصور کرد، چرا که شکست را نیز به گردنِ همان کسی میاندازد که قربانیِ نخستین بود. اگر فیزیوتراپی نتوانستی بروی، تقصیرِ خودت است که خوب نمالیدی. اگر فرزندت رتبه خوب در کنکور نیاورد، تقصیرِ خودت است که معلمِ خصوصی نگرفتی.
♦️ لاجرم، این عبارت را باید نه توهینی گذرا، که کلیدِ رمزگشاییِ کلِ نظام دانست. جمهوری اسلامی، در پسِ هر شعارِ عدالتخواهانه، در پسِ هر وعدهی حمایتِ اجتماعی، یک اصلِ واحد را زمزمه میکند؛ اصلی که هرگز بر تابلوهای رسمی نوشته نمیشود، اما بر تنِ هر شهروندی حک شده است. و روزی که این تن، دیگر توانِ مالیدن نداشته باشد، آن روز است که این الگو، وزنِ خویش را بر خودِ حکومت نیز آشکار خواهد کرد؛ حتی اگر امروز، در اوجِ اطمینان، این را باور نکنیم.
@anarchomancer
4
2August 21, 2026 218 4