من معتقدم که رفته رفته با قدرت گرفتن مدلهای زبانی یا چیزی که این روزها هوش مصنوعی نامیده میشود، ما وارد عصر درخشش دیوانهها میشویم. اگرچه در گذشته نیز درخشش از آن دیوانهها بود، اما اکنون درخشش دیوانهها بیشتر میشود.
علت اصلی این امر نیز این است که الگوریتمهای هوش مصنوعی، کار میانگینگیری را به خوبی انجام میدهند. این الگوریتمها این میانگینگیری را از هر انسانی و حتی از هر گروهی از انسانها بهتر انجام میدهند. پس در این وضعیت نزدیک بودن به میانگین ارزش خودش را از دست میدهد.
وقتی این الگوریتمها بهتر از هر متخصصی بر جنبههای مختلف هر رشتهی تحقیقاتی اشراف دارند، حتی اگر از هوشمندی به معنای انسانی آن برخوردار نباشند، باز هم کار میانگینها و میانگیرها را انجام میدهند.
اما دیوانهها، این پیش آهنگان تاریخ بشر و پیشروان پیشروی آدمیان، دامن اینها همواره از آلودگی میانگینها به دور است. اینها آن دادههای پرتاند. اگر روی یک نمودار فکر آدمیان را رسم کنیم، اینها آن نقاطی هستند که از خط میانگین دوراند.
این قسمتهای دور از میانگین، همان بخشهاییست که الگوریتمهای هوش مصنوعی دستش هنوز به آن نمیرسد. او میانگین را میفهمد، اما دیوانهها از میانگین به دور اند. برای الگوریتم هوش مصنوعی این دیوانهها کم اهمیت جلوه میکنند چون عموم انسانها هنوز آنها را دیوانه میدانند.
اما وقتی که عموم انسانها بفهمند که چیزی که میانگین میگفته نادرست بوده و آن چیزی که دیوانه میگفته درست بوده، آنوقت است که الگوریتم هم میفهمد که آن دیوانه و آن دادهی دور از میانگین چه اهمیتی داشته است.
حالا میانگین بودن مهم نیست، چون این الگوریتمها بهتر از هرکسی به میانگین آگاهی دارند. حالا دیوانه بودن مهم است. کسی که جرات این را دارد که پایش را از میانگین آنورتر بگذارد. به عصر درخشش دیوانهها خوش آمدید.
ابا اباد
@AbaEbad
7
6
2
1August 24, 2026 117 3