داشتم غزل زیبایی از سعدی را می‌خواندم، حیفم آمد در شیرینی آن شریک… — شِکّرستان پارسی — TG.ME

داشتم غزل زیبایی از سعدی را می‌خواندم، حیفم آمد در شیرینی آن شریک نباشید.
امروز سعی خواهم کرد بخش دیگری از #خاطرات_من را تقدیم کنم.

اگر به صید رَوی وحشی از تو نگریزد
که در کمند تو راحت بود گرفتاری

به انتظار عیادت که دوست می‌آید
خوش است بر دلِ رنجورِ عشق، بیماری

گرم تو زهر دهی چون عسل بیاشامم
به شرط آن که به دست رقیب نسپاری

تو می‌روی و مرا چشم و دل به جانب توست
ولی چه سود؟ که جانب نگه نمی‌داری
❤10👏3🥰2
August 25, 2026 135