13 مرداد مصادف بود با صد و بیستمین سال صدور فرمان مشروطیت. در این پست، نگاهی بیاندازیم به زندگی عارف قزوینی، یکی از هنرمندان مؤثر در جریان مشروطیت
ابوالقاسم عارف قزوینی، زادۀ 1259 قزوین، فرزند «ملا هادی وکیل» بود که در قزوین به وکالت (نمایندگی مجلس) اشتغال داشت. عارف خوشنویس، شاعر، موسیقیدان، تصنیفساز و خوانندۀ ایرانی دوران قاجار و پهلوی بود که بهخاطر سرودن تصنیفها و غزلهای سیاسی، میهنپرستانه و عاشقانهاش شناخته میشود. عارف شاعر مشروطهخواه است که تصنیفهایش تأثیری بسزا در بین انقلابیون مشروطه داشت. اگر ستارخان، سردار ملی مشروطه گفته شده است؛ عارف، شاعر ملی مشروطه است. دو ویژگی کلیدی شخصیت عارف عبارت بودند از روحیهٔ انقلابی و میهنپرستی.
مدتی به اصرار پدر در پای منبر میرزا حسین واعظ، به نوحهخوانی پرداخت و عمامه میبست؛ ولی پس از مرگ پدر عمامه از سر برداشت و روضهخوانی را رها کرد.
وقتی پدرش درگذشت؛ برخلاف وصیت پدرش، پیکرش را برای دفن به کربلا نبُرد، و نیز آن بخش از تاکستانهای پدرش را که وصیت کرده بود صَرف روضهخوانی شود، وقف تولید شراب نمود.
در دوران نوجوانی به تهران رفت و به خاطر صدای خوشی که داشت؛ وارد خانههای شاهزادگان قاجار شد. تصنیف «افتخار آفاق» ریشه در آشنایی با افتخارالسلطنه، دختر ناصرالدین شاه و حکایت عاشقانۀ این دو دارد. (فرصتی دست دهد مفصل خواهم نوشت.)
عارف در همین زمان با جنبش مشروطه ایران نیز آشنا شد. مظفرالدینشاه تصمیم گرفت برای وی مقرری تعیین کند، اما عارف که منتقد دربار بود، به بهانهای از تهران بیرون رفت و از گرفتن مقرری پرهیز کرد.
عارف کنسرتهای متعددی در ایران برگزار کرد. نخستین کنسرت عارف ۲۰ روز پس از اعدام فضلالله نوری (شیخِ طرفدارِ استبداد)، برگزار شد؛ غزلی که در آن از مرگ شیخ اظهار شادمانی کرده بود را در این کنسرت خواند و درآمد کنسرت به حریقزدگان بازار تهران داده شد.
در سال 1298 کنسرتی در اصفهان برگزار کرد و سردار اسعد بختیاری در همانجا یک ساعت طلا به عارف پیشکش کرد؛ عارف ساعت را به پادوی نمایش بخشید؛ این کار باعث شد اسعد بختیاری با عصبانیت کنسرت را ترک کند.
هنگامی که رضاخان سردار سپه، حکومت جمهوری تشکیل داد؛ عارف که سلطنت قاجار را عامل بدبختی ایران میدانست به حمایت از رضاخان تصنیفهایی ساخت و اجرا کرد. اما محدودیتهای زمان رضاخان بر عارف هم تأثیر گذاشت؛ وی از اجرای کنسرت و سرودن اشعار سیاسی منع شد، و دیوان اشعارش هم توقیف و از نشر آن جلوگیری شد. نتیجه آن که عارف به همدان رفت. برخی اقامت عارف در همدان را تبعید میدانند و برخی معتقدند این یک تبعید خودخواسته بود.
عارف باقیماندهٔ عمر را در خانهای اجارهای در یک قلعهٔ کوچک در دره مرادبیگ همدان با یک خدمتکار با نام جیران خانم و دو سگش زندگی کرد.
هنگامی که یکی از سگهای عارف را مسموم کردند، شایع شد که وی سگ را مخفیانه در امامزاده دهکرد دفن کرده است. این امر باعث شد که مردم قصد کشتن او را بکنند. یکی از دوستان عارف به مدت دو ماه او را در قلعهای پناه داد و بالاخره عارف مجبور شد با حالت ضعف و بیماری به اراک بگریزد.
در سال 1308 زرتشتیان هند از عارف خواستند که به هند برود و در آنجا با رفاه زندگی کند. آنها هزینههای زندگی عارف را نیز متقبل شدند؛ اما وی این دعوت را نپذیرفت. در این دوره با وجودی که فقیر و نادار شده بود؛ از هیچکسی کمک قبول نمیکرد. حتی سهم خودش از ارث پدری را به برادرانش بخشیده بود.
در سال 1310 که قمرالملوک وزیری در همدان کنسرت داشت، نیرالدوله هدایایی شامل یک گلدان نقره به قمر داد. قمر هم عارف را به روی صحنه فراخواند و همهٔ هدایا را به او بخشید؛ اما عارف هدایا را به دانشآموزان نیازمند همدانی بخشید و گلدان را نیز به آرامگاه بوعلیسینا اهدا کرد.
عارف در آخرین دقایق نیمهشب 30 دیماه 1312 درگذشت؛ کسی حاضر نشد برای او نماز میت بخواند ولی در نهایت سید نصرالله بنیصدر (پدر ابوالحسن بنیصدر اولین رئیس جمهور ایران) بر او نماز خواند. پیکر او در آرامگاه بوعلیسینا به خاک سپرده شد. دفن او در آرامگاه بوعلیسینا هم مخالفانی داشت.
بسیاری از تصنیفهای عارف توسط خوانندگان سرشناسی همچون قمرالملوک وزیری، عبداللهخان دوامی، غلامحسین بنان، الهه، و محمدرضا شجریان بازخوانی شدهاند.
تصنیف «از خون جوانان وطن» ساختۀ عارف، با صدای استاد محمدرضا شجریان در لینک زیر:
https://t.me/ShekarestaneParsi/832
🌺🌺🌺🌺
🙏«شکرستان» را با فوروارد پستها به دوستانتان معرفی فرمایید.
اگر مطلبی را از کانال شکرستان به جایی فوروارد میکنید لینک آن را حذف نفرمایید.
آیدی مدیر کانال @abbasi2153
🐝🌹🐝🌷🐝🌹🐝
5
3
3August 8, 2026 225 2