پسره داشت برای گربه‌ها غذا می‌ریخت. معتادی که رد می‌شد، لگد زیر کون… — پیاده‌راه — TG.ME

پسره داشت برای گربه‌ها غذا می‌ریخت. معتادی که رد می‌شد، لگد زیر کون گربه زد. گربه‌ی بیچاره دو متر پرید. پسره عصبانی شد: «چرا می‌زنیش؟» خودش هم لگدی در کون معتاده زد و پرتش کرد زمین.

دادوبیدادش بلند بود. معتاده فحش مادر داد. دو نفر خواستند پسره را بگیرند. من هم رفتم جلو و گرفتمش. معتاده آمد پسره را بزند. بی‌خانمان بود و ریقو. عصبیم کرد. هلش دادم و گفتم: «برو گم شو توام.» خواست آشغال‌هایش را جمع کند. ظرف غذای پسره هم روی زمین افتاده بود: «دست نزن به اونا.» معتاده جمع کرد و رفت.

پیرمردِ داروفروشی آمد و با لهجه‌ی غلیظ کُردی گفت: «فکر کردی خیلی مردی؟ زورت به معتاد رسیده؟»
«برو آقا دخالت نکن.»
«نه آخه اون معتادو واسه چی می‌زنی؟»
«چی می‌گی عمو؟ برگرد شهرتون.»
«شهر من همین‌جاست.»

دست‌به‌یقه شدند. حالا دعوای جدید!
«تو مگه دیدی چی کار کرد؟ کسی که گربه رو بزنه، زورش برسه تو رو هم می‌زنه.»
«همه واسه ما شدن مدافع حقوق گربه‌ها! باید همه‌شونو جمع کنم بریزم سطل آشغال.»
«غلط می‌کنی.»
«معلومه که می‌کنم!»

بیا برو آقا سر صبح شنبه‌ای به زندگیت برس. پسره را کشیدیم ببریم تا بیخیال شود. تا از جماعت جدا شوم، حسابی غرید. گفت طبق آمارها قاتل‌های زنجیره‌ای همه حیوان‌آزارند. کسی که حیوان‌آزاری کند دست به خیلی جرم‌ها می‌زند.

بد نمی‌گفت. راست می‌گفت. ولی اگر به جای یک معتاد لات درشت‌اندامی لگد زده بود، باز هم برایش شاخ می‌شدی؟ بعید می‌دانم. من که عمراً دخالت نمی‌کردم و کسی را هل نمی‌دادم!



🔗 آرین افشار / پیاده‌راه
1❤8👎3
May 29, 2026 261 3