☰
یکـــی بنـــدهام با تنــی پرگـــناه
به پیش خداوند خورشید و ماه
به بدمهــری من روانم مســـوز
به من بازبخـش و دلم برفـروز
ستاره شب تیره یار من است
من آنم که دریا کنار من است
همیشــه دلـم در غـم مهر اوست
شب و روزم اندیشهٔ چهر اوست
کجا آن همه بنــد و پیونــد ما
کجا آن همه عهد و سوگند ما
کجـا آن همـــه روز کــردن به شب
دل و دیده گریان و خندان دو لب
کنون شاد گشتم به آواز تو
بدیــن خوبگـفتار با ناز تو
چـو از ابر بینم همی باد و نم
ندانم که نرگس چرا شد دژم
شود روز چون چشمه جوشان شود
جـهان چــون نگـین بدخــشان شود
📖 شاهنامه؛ منوچهـــــر
🎧 زندهیاد بهروز رضوی
@MorphoSyntax
10
1
1August 24, 2026 260 1