مارپیچ (کانال شخصی آزاده مدنی): post #7688 — TG.ME

ایده‌هایی برای فردا (قسمت اول)
ایرانِ فردا را کسی به ما هدیه نمی‌دهد
آزاده مدنی

گاهی امید، خوش‌بینی نیست؛ یک پروژه است.
فرهاد نیلی در گفت‌وگویی درباره ایران سی سال بعد، از چیزی حرف می‌زند که شاید بیش از هر برنامه اقتصادی و سیاسی به آن نیاز داریم: یک رویای جمعی.
نه رؤیایی مبهم برای «یک روز بهتر»، نه وعده‌ای برای آینده‌ای که معلوم نیست چگونه باید به آن رسید؛ بلکه تصویری از بهترین آینده مشترکِ دست‌یافتنی؛ آینده‌ای که هم بتواند جوان ایرانی را به هیجان بیاورد و هم پاهایش را روی زمین واقعیت نگه دارد.
این تمایز مهم است. چون میان رویاپردازی و آینده‌فروشی فاصله زیادی وجود دارد. رویا اگر واقعی باشد، برای رسیدن به مقصد پله می‌سازد. می‌پرسد: پله اول چیست؟ بعدی کدام است؟ چه چیزی امروز ممکن است و چه چیزی هنوز ممکن نیست؟ و چگونه می‌توان بخشی از «ناممکنِ امروز» را به «ممکنِ فردا» تبدیل کرد؟
از این منظر، ساختن ایران فردا الزاماً با یک اتفاق بزرگ آغاز نمی‌شود. شاید با میلیون‌ها تغییر کوچک و پیوسته آغاز شود؛ با انسان‌هایی که منتظر معجزه نمی‌مانند و هر کدام، در جای خود، چیزی را اندکی بهتر می‌کنند. تکامل، در این معنا، جایگزین انتظار برای یک دگرگونی ناگهانی می‌شود.
اما یک جامعه فقط با تلاش‌های پراکنده ساخته نمی‌شود. به چیزی نیاز دارد که آدم‌هایی را که یکدیگر را نمی‌شناسند، به همکاری با هم ترغیب کند: قصه‌ای مشترک.
نیلی تعبیر جالبی دارد: ما ایرانی‌ها غصه‌های مشترک فراوانی داریم؛ از تورم و مهاجرت تا ناامنی و نگرانی از آینده. اما غصه مشترک الزاماً جامعه را به هم نزدیک نمی‌کند. آنچه می‌تواند ما را کنار هم قرار دهد، تبدیل این غصه‌ها به یک قصه سازنده است؛ قصه‌ای که تهدید مشترک، فرصت مشترک و هدف مشترک را تعریف کند.
و این قصه باید برای همه باشد.
برای جوان زابل و زنجان، رشت و خرمشهر؛ برای نسل امروز و نسلی که هنوز به دنیا نیامده است. آینده‌ای که در آن ایرانی بودن، برای برخورداری از فرصت، عزت و امکان ساختن زندگی بهتر کافی باشد و تبعیض پیشینی جایی در مسابقه زندگی نداشته باشد.
از همین‌جا بحث، از «امید» به مسئولیت می‌رسد.
اگر قرار است فردای ایران اصلاح و قدرتمند شود، فقط از مردم نمی‌توان خواست بیشتر تلاش کنند. حاکمیت نیز باید گره‌های زندگی جمعی را باز کند: پیش‌بینی‌پذیری ایجاد کند، فرصت بسازد، ریل توسعه را فراهم کند، تبعیض‌های پیشینی را کنار بزند و اجازه دهد استعداد جوانان به کار، نوآوری و درآمد آبرومند تبدیل شود.
شاید مهم‌ترین ایده این گفت‌وگو همین باشد:
ایران آینده چیزی نیست که منتظرش بمانیم؛ چیزی است که باید بتوانیم درباره‌اش توافق کنیم و بعد، قدم‌به‌قدم بسازیم.
یک رویای جمعی خوب، قرار نیست جای واقعیت را بگیرد؛ قرار است واقعیت را به سمت مقصدی بهتر حرکت دهد.
و شاید امروز بیش از هر زمان دیگری لازم باشد از خودمان بپرسیم:
اگر قرار باشد ایران سی سال بعد، کشوری باشد که از آن احساس غرور کنیم، دقیقاً چه شکلی خواهد بود؟
و برای رسیدن به آن، اولین پله‌ای که همین امروز می‌توانیم بسازیم چیست؟

این متن فقط خلاصه‌ای از بخش‌هایی از گفت‌وگوی فرهاد نیلی است و طبیعتاً نمی‌تواند جای خود گفت‌وگو را بگیرد. اتفاقاً توصیه می‌کنم مصاحبه را کامل ببینید؛ چون ارزش اصلی آن فقط در چند گزاره درباره «رویای جمعی» نیست، بلکه در مسیر استدلال، مثال‌ها، مکث‌ها و جزئیاتی است که در یک خلاصه از دست می‌روند.
اگر قرار است درباره ایران سی سال بعد جدی فکر کنیم، بهتر است فقط خلاصه‌ها را مصرف نکنیم؛ خود گفت‌وگو را ببینیم، فکر کنیم و بعد درباره رؤیایی که می‌توانیم بر سر آن هم‌داستان شویم، بحث کنیم.

لینک مصاحبه:
https://www.youtube.com/watch?v=D9IZAi87VP0

🌀| @MarpichChannel
YouTube
ایران؛ ۳۰ سال بعد: گفتاری از فرهاد نیلی درباره‌ی «خلق یک رؤیای جمعی»
دکتر فرهاد نیلی، اقتصاددان و پژوهشگر اقتصاد کلان است. او دانش‌آموخته ریاضیات از دانشگاه صنعتی شریف، کارشناسی ارشد اقتصاد از دانشگاه شهید بهشتی و دکترای اقتصاد از دانشگاه یورک بریتانیاست. در کارنامه‌ی حرفه‌ای او مسئولیت‌هایی مانند ریاست پژوهشکده پولی و بانکی…
👍2
August 17, 2026 181 4