⤴️
در سال ۱۴۰۰ نیز مضمون فراخوانها همچنان حول بحران آموزش و مطالبات معلمان میچرخد. شورا از بیتوجهی دولت و مجلس به مطالبات فرهنگیان، طرح معلم تماموقت و پروندهسازی علیه فعالان صنفی انتقاد میکند و تحصن را پاسخی به همین وضعیت میداند.
اما سال ۱۴۰۱ نقطهای است که مرزها شروع به جابهجا شدن میکنند. در جریان اعتراضات مردمی موسوم به «زن، زندگی، آزادی»، شورا دیگر فقط درباره حقوق معلمان سخن نمیگوید. در فراخوانهای آن، حمایت از اعتراضات مردم، حق اعتراض، آزادی دانشآموزان و اعتراض به کشتهشدن معترضان و کودکان نیز وارد ادبیات گفتمانی این تشکل میشود. در یکی از فراخوانهای تحصن، شورا اعلام میکند که خواستههای بنیادین معلمان شامل بهرسمیتشناختن حق اعتراض مردم و آزادی دانشآموزان است و اعتراض خود را به برخوردهای خشونتآمیز با معترضان ادامه خواهد داد.
در همان سال، زبان شورا حتی یک گام دیگر به سمت مسائل عمومی جامعه حرکت میکند. در بیانیهای در شهریور ۱۴۰۱، شورا از «شکاف عمیق ملت ـ دولت» سخن میگوید و از بازگشت به قانون، پایان خودکامگی، آزادیهای سیاسی و اجتماعی، حقوق شهروندی، مطبوعات آزاد، احزاب و اصناف آزاد و مشارکت گروههای مختلف در تصمیمگیری سیاسی و اجتماعی دفاع میکند.
این تغییر را نمیتوان صرفاً با یک واژه مانند «سیاسیشدن» توضیح داد. شورا پیش از آن نیز منتقد سیاستهای دولت و ساختار قدرت بود. تفاوت در این است که دامنه موضوعاتی که شورا خود را درباره آنها صاحب موضع میداند، گستردهتر شده است. این روند در سالهای بعد نیز ادامه پیدا میکند، اما در کنار آن یک اتفاق مهم دیگر رخ میدهد و آن این است که ظرفیت فعالیت صنفی در داخل کشور تحت فشار بیشتری قرار میگیرد. بازداشت فعالان، پروندههای قضایی و اداری، اخراج، محدودیت تجمع و فشارهای امنیتی بخشی از فشارهایی است که تشکلهایی همچون شورای هماهنگی در طول سالیان اخیر تجربه کردهاند. بنابراین میتوان بخشی از این روند را نتیجه محدود شدن امکان فعالیت صنفی در شکل سنتی آن دانست که اگر چنین باشد، تغییر محتوای فراخوانها را نباید صرفاً به انتخاب سیاسی کنشگران نسبت داد و بخشی از این تغییر میتواند واکنشی به تغییر محیط فعالیت تشکل باشد.
...ادامه دارد
#تارنمای_داوطلب
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
September 5, 2026 42 2