💠 #یادداشت
🔺از کنش صنفی تا کنش حقوق بشری: سرکوب گسترده گاهی مرزهای یک تشکل صنفی را جابهجا میکند!
«هویت جمعی، از پیش ساخته نمیشود؛ فرایندی است که در جریان کنش جمعی، از طریق تعریف مشترک اینکه “چه کسی هستیم”، “با چه مسئلهای روبهرو هستیم” و “چه باید بکنیم”، شکل میگیرد.»
این جمله را شاید بتوان خلاصه ایده آلبرتو ملوچی(۱) جامعهشناس ایتالیایی دانست که بخش مهمی از کارش را به جنبشهای اجتماعی، کنش جمعی، هویت جمعی و تغییرات فرهنگی اختصاص داد. از نظر او جنبشها در واقع مجموعههایی ناهمگون و چندلایه هستند و اعضایشان باید دائماً درباره معنا، هدف و جهت کنش خود به توافق برسند. با این رویکرد شاید اکنون که جامعه مدنی ایران یکی از سیاستزدهترین دورانهای خود را سپری میکند، بتوان بررسی کرد که در طول سالیان اخیر، تعریف کنشهای صنفی و کارگری در ایران، از «ما»، «مسئله» و «کنش» چه تغییراتی کرده است. برای این منظور به بررسی فراخوانهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان در ماههای اخیر پرداختهایم و ضمن مقایسه محتوایی این فراخوانها با فراخوانهایی که در سالهای مختلف منتشر شدهاند، تلاش میکنیم بررسی کنیم که این «تعریف از خود» چگونه در فراخوانهای منتشر شده از سوی این تشکل تغییر کرده است؛ یعنی شورای هماهنگی در مقاطع مختلف، خود را نماینده چه کسانی دانسته، مسئله اصلی را چه تعریف کرده و از اعضای خود چه نوع کنشی خواسته است.
بازتعریف هویت جمعی به سبک شورای هماهنگی
اهمیت این مقایسه از آنجا ناشی میشود که فراخوان صنفی صرفاً یک متن برای دعوت به تجمع، تحصن یا اعتراض نیست؛ بلکه در دل خود نوعی تعریف از هویت جمعی تشکل را نیز حمل میکند. در واقع هر فراخوان، بهطور ضمنی به سه پرسش پاسخ میدهد: «ما چه کسانی هستیم؟»،
«مطالبه یا مسئله مشترک ما چیست؟»
و «برای تغییر آن چه باید بکنیم؟»
بنابراین، تغییر در ادبیات و محتوای فراخوانها میتواند نشانهای از تغییر در تعریف تشکل از جایگاه و مأموریت خودش باشد.
تنها با جستجوی کلمه «فراخوان» در کانال تلگرامی(۲ ) شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان میتوان به لیستی از فراخوانهای شورای هماهنگی در سالهای ۱۳۹۷، ۱۴۰۰، ۱۴۰۱، ۱۴۰۲، ۱۴۰۳، ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ دست یافت. مقایسه این فراخوانها نشان میدهد که در دورههایی، محور فراخوانها بهطور روشن بر مطالبات صنفی و حرفهای معلمان همچون دستمزد، رتبهبندی، شرایط استخدامی، وضعیت معیشتی، آموزش عمومی و کیفیت مدرسه و اعتراض به سیاستهایی که مستقیماً موقعیت شغلی و اقتصادی معلمان را تحت تأثیر قرار میدهد، متمرکز بوده است.
در چنین روایتی،
«ما» عمدتاً معلمان و نیروهای آموزشیاند، «مسئله» مسائل صنفی و حرفهای آنان است و «کنش» نیز اشکالی از اعتراض و مطالبهگری صنفی است.
اما در فراخوانهای سالهای اخیر، در کنار مطالبات صنفی، وزن مفاهیم دیگری افزایش یافته است؛ از دفاع از حقوق بشر و آزادیهای مدنی گرفته تا اعتراض به بازداشت و محکومیت فعالان، حمایت از زندانیان، مخالفت با اعدام و واکنش به رخدادهای سیاسی و اجتماعی گستردهتر. این تغییر لزوماً به معنای بیاهمیت شدن مطالبات صنفی یا حتی تغییر پارادایم گفتمانی که شورا حول محور آن شکل گرفته نیست، اما نشان میدهد که مرز میان «نمایندگی صنفی» و «کنشگری حقوق بشری» در حال جابهجایی است.
از رتبهبندی و همسانسازی تا «نه به اعدام»
اگر بخواهیم تاریخ فعالیت شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران را در چند فراخوان خلاصه کنیم، شاید هیچ چیز به اندازه تغییر موضوع فراخوانها گویای مسیری نباشد که این تشکل مستقل صنفی در سالهای گذشته طی کرده است.
در آبان ۱۳۹۷، وقتی شورای هماهنگی فرهنگیان فراخوان اعتراض میداد، فهرست مطالباتش بهروشنی از دل زندگی صنفی معلمان بیرون میآمد.
اجرای مرحله دوم رتبهبندی، توقف طرح معلم تماموقت، پایان پروندهسازی و سرکوب معلمان و آزادی معلمان زندانی.
شورا در همان فراخوان اعلام میکرد که مطالبات فرهنگیان قانونی و قابل تحقق است و در صورت ادامه وضعیت موجود، اعتراضات ادامه خواهد یافت.
چند سال بعد، در یکی از فراخوانهای سراسری، دوباره همان منطق را میبینیم؛ این بار در کنار اعتراض به رتبهبندی ناقص، بیتوجهی به همسانسازی بازنشستگان، ماده ۶۴ قانون مدیریت خدمات کشوری، پرداخت پاداش پایان خدمت و وضعیت معلمان خرید خدمات آموزشی، آزادی معلمان زندانی و آموزش رایگان نیز در فهرست مطالبات قرار دارند. یعنی حتی جایی که شورا از آزادی معلمان زندانی سخن میگوید، این مطالبه درون مجموعهای از مطالبات کلان از حقوق صنفی، معیشتی و آموزشی قرار دارد.
⤵️
September 5, 2026 23