این مشکل در ناملایمات و فشارهای روانی و عصبی هم وجود داره و حتی می‌شه… — الکترون آزاد — TG.ME

الکترون آزاداحتمالاً موقعی که بیمار بودید و یا تجربهٔ ناخوشایند نگهداری از بیمار رو داشتید، متوجه این مسئله شدید که بی‌ملاحظگی و بی‌التفاتی شدیدی نسبت به بیمار وجود داره. چند سال پیش وقتی خودم همراه بیمار بودم، از دور و نزدیک برای عیادت می‌اومدن و ری‌اکت‌های احساسی‌ای…
این مشکل در ناملایمات و فشارهای روانی و عصبی هم وجود داره و حتی می‌شه ادعا کرد که پررنگ‌تر هم هست. دوره‌هایی رو می‌گذرونی که انگار هر ثانیه‌ دارن به روی جان و روانت تیغ می‌کشن و هر آن احساس می‌کنی که قراره از شدت فشار قالب تهی کنی. عمرت به سرعت داره سپری می‌شه، ولی ثانیه‌ها نمی‌گذرن، نه نای حرف زدن داری و نه تاب شنیدن. حتی ممکنه کارهای روزمره‌ات رو هم انجام بدی و با تسک‌های سابقت مشغول باشی، در حالی که خوره‌ای داره پیوسته جانت رو می‌خوره و با تمام این‌ها، نگران اینی که نکنه فلانی بابت اینکه امروز بی‌حوصله‌ بودی ازت دلخور بشه، بهتره لبخند بزنی، بگی و بخندی و ایموجی‌‌های خنده‌ رو اسپم کنی که اونا نگن که این چرا انقدر بدفازه. درسته که به اندازه‌ای بی‌حس شده‌ای که درکت از زمان و مکان و رخدادها هم مختل شده، اما بهتره ناراحتی و اوقات‌تلخی‌ات از درونت به بیرون نشتی پیدا نکنه، چون احتمال داره خاطر گرامی دیگران مکدر بشه. تو مگه دلقک تمام‌وقت دیگرانی؟ تو مگه مسئول فراهم کردن سور و سات بقیه‌ای؟ این بی‌توجهی‌ها به کنار، حتی برخی همدردی‌های ناشیانه هم می‌تونه اوضاع رو بدتر کنه، چون وقتی سوژه در معرض مکالمه‌ها و دلسوزی‌ها و کمک‌های زورچپون‌شده قرار می‌گیره و یا مجبور می‌شه بابت حال بدش مدام به دیگران پاسخگو باشه، فشار عصبی مضاعفی رو هم تجربه می‌کنه. من فکر می‌کنم آدم به عنوان یک رویکرد هوشمندانه، باید آدم‌هایی رو دورش داشته باشه که هم حال بدش و هم حال خوبش رو به رسمیت بشناسن، بدونن که چطور بهش فضا و زمینه بدن و کِی برای نجاتش بیان و کِی اجازه بدن در خلوتش التیام پیدا کنه. اما آدم هر چقدر هم که در چینش آدم‌های دورش احتیاط بکنه، باز هم قراره با این مسائل روبرو بشه، چون بعضی چیزها Occupational Hazard حضور در جامعه‌ان و به ناچار قراره با برخی از این ناملایمات دست و پنجه نرم کنه.
August 29, 2026 141 2