دفترچه‌ای که با نهایت ذوق خریدیم تا اون رو با روایت زندگیمون پر کنیم،… — الکترون آزاد — TG.ME

دفترچه‌ای که با نهایت ذوق خریدیم تا اون رو با روایت زندگیمون پر کنیم، خالی می‌مونه. خودمون می‌دونیم که حرف‌های زیادی برای گفتن داریم و حرف‌های نگفته، توی گلومون تبدیل به حناق شده‌اند. اما همین که تصمیم به نوشتن و یا بیانشون می‌گیریم، دچار لکنت می‌شیم و حتی یک جمله هم راهش رو به روی کاغذ و به گوش کسی پیدا نمی‌کنه. کسی که ساده‌انگارانه به پدیده‌ها نگاه می‌کنه، فکر می‌کنه دلیلش عدم توانایی در نوشتن، بیان کردن و گوش کردنه. طبق معمول انگشت اتهام به سمت تو گرفته می‌شه. این ساختار آدم‌های رنج‌دیده‌ای رو ساخته که کلا پونصدتا کلمه توی مغزشون دارن که با تقریب خوبی سیصدتای اونا اکتیون و توی مکالمه‌های روزمره استفاده می‌شن و در همون حین، همون ساختار طی یک تهاجم همه‌جانبه، رنج رو به همین آدم‌ها تحمیل می‌کنه، جوری که درد رو با تمام وجودشون حس کنن. به همین دلیل، انسان داره از حرف‌های نگفته و احساساتی که ابراز نشده‌اند، منفجر می‌شه، اما لحظه‌ای که می‌خواد بیانشون کنه، تمام اون کلمات محو می‌شن. این خیلی غم‌انگیزه. دقیقاً در لحظه‌ای که جامعه می‌خواد با اون حالت تروماتیک مواجه بشه، دچار لکنت می‌شه و منظومه‌ای از دانش‌ها که بایستی از جان و روان انسان مراقبت کنن، طی یک اقدام کین‌توزانه انگشت اتهام رو به سمت تو می‌گیرن. تو مقصری. تو اهمال‌کاری. تو مقصر تمام نشدن‌ها و نرسیدن‌هایی و خانواده‌ای که باید از کرامت انسانی تو مراقبت کنه، مدام تحقیرت می‌کنه و احساس شرم بهت می‌ده. چون همه‌چیز داره به درستی کار می‌کنه و مشکل از توئه. چون تو کافی نیستی. چون تو گناهکاری. خدایانی که قربانی‌ها و پیشکش‌های انسان‌ رو نمی‌پذیرفتن، چون اون قربانی‌ها کافی نبودن و اون انسان باید احساس گناه می‌کرد، حالا توی نظم جدید بازآفرینی و بازتعریف شده‌اند تا تو همچنان احساس شرم و گناه بکنی. مکانیزم‌ها، نظام علوم، خانواده، سیستم و نهادها مولدِ شرمن و اینجا مسلخ قصه‌ها و آرزوهاست. ما آیدین سمفونی مردگانیم که جابر اورخانی‌ها شعرهای ما رو به آتش کشیدن.
August 6, 2026 1.2K 20