قصه یک کتاب | کافکا نمیخواست «محاکمه» منتشر شود
فرانتس کافکا «محاکمه» را تمام نکرد.
او بین سالهای ۱۹۱۴ و ۱۹۱۵ روی رمان کار کرد؛ اما آن را نیمهتمام رها کرد و دستنوشتهاش را به شکلی منظم و آمادهٔ انتشار باقی نگذاشت.
صفحهها در چند دفتر پراکنده بودند و فصلها شمارهگذاری نشده بودند. حتی ترتیب نهایی فصلها هم روشن نبود.
اما ماجرا به همینجا ختم نمیشود.
کافکا پیش از مرگ، از دوست نزدیکش ماکس برود خواست نوشتههای منتشرنشدهاش را نخوانده و بیکموکاست بسوزاند.
برود این کار را نکرد.
کافکا در سال ۱۹۲۴ درگذشت و یک سال بعد، برود دستنوشتهٔ «محاکمه» را از میان آن صفحههای پراکنده سرهم کرد، فصلها را به تشخیص خودش مرتب کرد و کتاب را منتشر کرد.
بنابراین چیزی که امروز به نام «محاکمه» میخوانیم، دقیقاً همان کتابی نیست که کافکا برای انتشار آماده کرده بود.
حتی ترتیب فصلهایش هم تا امروز محل بحث است.
و شاید عجیبترین بخش ماجرا این باشد:
اگر ماکس برود به وصیت دوستش عمل میکرد،
یکی از مهمترین رمانهای قرن بیستم
اصلاً به دست ما نمیرسید.
کافکا میخواست نوشتههایش از میان بروند؛ برود تصمیم گرفت آنها را نجات دهد.
و حالا، نزدیک به یک قرن بعد، هنوز نمیدانیم اگر کافکا خودش «محاکمه» را تمام میکرد، کتاب دقیقاً چه شکلی میشد.
منابع این پست: Deutsches Literaturarchiv Marbach و نمایشگاه «The Entire Trial» با همکاری موزه/آرشیو ادبی آلمان؛ همچنین منابع پژوهشی دربارهٔ تاریخ تدوین و انتشار The Trial.
#کالاگان
#فرانتس_کافکا
#محاکمه
#قصه_کتاب
16
6
3September 4, 2026 986 11