میدانم که بایستی بر پلهای لرزانی که پای میگذارم نگاه نکنم.
مرا داری به کجا میبری؟ دلهرهی فراوان مرا ببخش، که لبریز است از دانش. پاهایم در دنبال کردن تو تردید دارند. راه تو مرا به کدام غبار و تیرگی رهنمود است؟ آیا باید بیاموزم که بدون دانستنِ معنا عمل کنم؟ اگر این همانی است که تو میخواهی، پس این چنین باد. این لحظه به تو تعلق دارد. آنجا که معنایی نیست، پس چه هست؟ در نظر من فقط مهمل یا دیوانگی. آیا برترین معنا هم آنجا وجود دارد؟ روح من، آیا این همان معنای توست؟ لنگان لنگان متکی بر عصای ادراک به دنبال تو روانم. من یک مرد و تو همانند خدایان گام برمیداری. چه عذابی! باید به خود بازگردم، به ناچیزترینهای خودم.
| کارل یونگ - کتاب سرخ |
July 20, 2026 984 19