او میشنود، کل قضیه همین است، او، که تنهاست، و گنگ، گمشده در دود، دود واقعی نیست، آتشی در کار نیست، مهم نیست، دوزخ غریبی است که هُرم گرما ندارد، دوزخیای ندارد، شاید باغ بهشت باشد، شاید این نور بهشت است، و هیچ، و این صدا نیز صدای رستگاران، که شفاعت میکنند، برای زندهها، برای مردهها، هر چیزی ممکن است. اینجا زمین نیست، تنها مسئلهی مهم نیز همین است.
ساموئل بکت - نامناپذیر


