من با پسر داییم ازدواج کردم.وقتی ایشون اومدند خواستگاریم من یه خواهر بزرگتر داشتم که با ازدواج من موافق بودند اما پدرم تحت تاثیر بقیه گفتند بهشون جواب منفی بدیدتا دختر بزرگترم ازدواج نکنه نمیشه
چون از همه لحاظ پسرم داییم رو میشناختم و می دونستم اگه برند همیشه فکرم پیششون باقی می مونه به پدرم گفتم حالا که جواب منفی دادید باید بهم قول بدید که هر وقت خواهرم ازدواج کرد یه مورد خوب مثله ایشون که ازلحاظ اخلاق و ایمان قبولشون دارم برای من بیارید...هیچی دیگه مادرم خاله ام رو واسطه قرار داد و بهشون گفتند دوباره برید خواستگاری ...الان ۱۵ ساله ازدواج کردم و خوشحالم که نذاشتم یه عمر حسرت به دلم بمونه بعضی از فرصتها هیچ وقت تکرار نمیشه و نباید به سادگی از دست داد
#چالش_زنونه
https://t.me/+UW5AkyOiMjVbTMsP
69
23
4
1
1September 2, 2026 1.1K 2