سلام یه روز عصر توخونه نشسته بودیم در حیاط رو زدن رفتم درو باز کردم دیدم خانم همسایه با شوهرش و یک آقا از فامیلامون هستند اینا اومدن تو خونمون مادرم هم گفت خوش اومدین خانمه گفت اومدیم خاستگاریت برا شوهرم هممون خشکمون زد بعد یهو خندید گفت شوخی کردم اومدم برا پسرم خواستگاری نظرت چیه میدی یانه😐 مادرم هم اینجوری 😳😨 مونده بود چی بگه که آقای فامیل گفتند حالا باشه فکراشون بکنند بهمون خبر میدن همسایه و شوهرش رفتند مامانم به فامیلمون گفت دوباره اینجوری نیای با کسی خواستگاری که بیرونت میکنم اقایه هم کلی معذرت خواهی کرد گفت بخدا نمیدونستم میخوان بیان خواستگاری به من نگفتن
#چالش_زنونه
https://t.me/+UW5AkyOiMjVbTMsP
5
3
2
1September 3, 2026 363 1