سلام به دوستای خوب و مهربانوی عزیزم اطلسی بانو هستم❤️ امیدوارم حال… — سوتی های زنونه 😅😉❤❤ — TG.ME

سلام به دوستای خوب و مهربانوی عزیزم
اطلسی بانو هستم❤️
امیدوارم حال دوستان خوب باشه و از بلایا و غم و ناراحتی کنار😍😍
فصل کار و تلاش رسیده...
رب و شیره و ترشی😍😋
لیمو خشک و میوه خشک
لوبیا سبز و سبزی سرخ کردن
سرکه و ابلیمو و آبغوره
خونه تکونی
شستن و سابیدن😍😍
من عاشق این فصل و ماهم.وقت روزی و تلاشه..
امسال یکم شرایطم فرق داره ولی بازم با رعایت و مراقبت کم و بیش مشغولم😁😍
و البته یکمم کارامون درهم برهمه...
یکی دوتا فامیل داریم😐😐بشدت فرصت طلب😐
این موقع میان برا تفریح و ۲۰روز اینا میمونن😕
رب و شیره و اینارو اینجا درست میکنن میبرن😐😐
کار و زحمتشونو گردن بقیه میندازن
از منم شکارن😂چون دیگه مثل سالای قبل خودمو ب کار نمیدم و نمیتونن بیگاری ازم بکشن😂
عیب نداره من کلا دیگه رویه و نظرمو نسبت ب آدمای دور واطرافم تغییر دادم..
واقعا دیگه اینکه چ فکری درموردم بکنن و چی بگن مهم نیست برام😁😁
بگذریم❤️
حرف از مادرشوهر شده..
سالها قبل دایی من نامزد کرده بود و این بندگان خدا میان خونه مادربزرگم شب و اونجا نامزد دایی حمام میره
حالا مادربزرگ منم خیلی قدیمیه..
این صبح میبینه حوله خیسه و میفهمه عروسه حمام رفته...
یعنی رسواش کرد بدبختو😢پیش همه گفت😐آبرو برا عروسه نمونده بود هرکی ی داستانی بهش نسبت میداد😢
دیگه مادرم حسابی بهش توپید ک چرا آبرو خودتو میبری مگه چیشده حمام رفته ناموس پسرته این چکاریه میکنی زن گرفتی با زنش باشه دیگه این حرفات چیه😡😡
اره خلاصه بقیه ام اگه نمیدونستن من اینجا اعلام کردم 😂😂
ولی جدااز شوخی من خودمم عادت دارم حمام نرم حالم بدمیشه
چندباری طبق تجربه ای ک از مادربزرگ خودم داشتم شوهرمو از روستاشون تا روستای خودم کشوندم و اونجا دوش گرفتم😐
مادرشوهرم وقتی فهمید قسمم داد ک مدیونم همچینکاری بکنم.گفت اینجا خونه خودته توام بچه مایی هرجور راحتی باش.بهم حوله و وسیله حمام مخصوص خودم داد و منم دیگه بعدش تعارف نداشتم اونجا حمام میکردم😇
همین مادربزرگم برای دخترش ک نامزد بود و رفته بود خونه نامزدش
شنیده بود از دخترش ک خانواده شوهرش رفتن شام و خاله ام با شوهرش ک اونموقع تصادف کرده بود و کلا دست و پا و کمر و گردن شکسته بودن و گچ بودن موندن خونه😢😐
بلندمیشه بیخبر با داییم میره اونجا با توپ پر😡
وقتی مسرن داخل میبینن مادر و پدرشوهر خالم نیستن ولی خونشون پر ملاقات کنندس😐
خالم میگفت میخاستم زمین دهن باز کنه و منو ببلعه😭
خلاصه با دهن کج و آبروی رفته پامیشن میان خونشون😒
مادرم وقتی شنید خیلی ناراحت شد از کار مادر و برادرش خیلی بهشون حرف زد ولی چ فایده
الانم کم و بیش مادربزرگم هرچیو زیادی سخت میکنه و خودشو میگیره
همش دنبال داستانه😂
قدیمیا دست خودشون نیست ولی دایی دیگه تو چرا😢😐
این داستان مادرشوهر سمی😊


#سوتی_های_زنونه
@zaanone
@zaanone
❤74😱39😁11👍1
September 4, 2026 2.3K 3