سلام ب همه. مخصوصا مهر بانو جانه مهربونم. ی خاطره دارم هر وقت یادم میاد کلی خجالت میکشم. پارسال رفته بودم دندون پزشکی، یکی از دندونام احتیاج ب جراحی لثه داشت. دکتر دندون پزشکم هم آقا بود بهم گفت هر وقت درد داشتی، سرت رو تکون نده. فقط دستم رو فشار بده. . این بنده خدا همینجوری که داشت رو دندونم کار میکرد، یه دفعه دندونم شدید درد گرفت. من هم هل شدم. چون نابینا هستم نمیدونستم دست دکتر کدوم طرفه که فشارش بدم به نشانه ی اینکه درد دارم. دستم رو دراز کردم خورد ب یه چیزی منم محکمگرفتمش. دکتره هم همچنان با وسایلش مشغول کار روی دندونم بود . و بهمگفت ، خانم چیکار میکنی کمربندم رو ول کن. منم با تمام وسایلی که تو دهنم بود، داد میزدم. اول تو ول کن، تا من ول کنم. دکتره میگفت. خانمخطرناکه لثه ات بازه. نکن. من حرف خودمو تکرار میکردم و کمربند شلوارش رو میکشیدم. آخرش دکتره وسایل رو از دهنم دراورد و یکمبهم استراحت داد. یکم دردم کمشد. بعدش بی حسی زد منم کمربندشو ول کردم. و خلاصه کلی ازش عذرخواهی کردم😂. دوستانیکه قم زندگی میکنید. من ب شدت دلتنگ جمکرانم.😞. دعا کنید منهم ضاعر بشم🥺. شاد باشید. یاسه سفید هستم..
#سوتی_های_زنونه
@zaanone
100
38
23
15
9
2
1August 30, 2026 3K 5