سلام
یه سوتی از مامانم مال 18 سال پیشه .
یه روز شوهرخالم که پدرشوهرمم میشه امد خونمون تویه اتاق دیگه بودند باپدرم نشسته بودند.
مابچه هام پاتلوزیون فیلم سینمایی نگاه میکردیم دیگه حواسمون جای نبود .
یه دفعه دیدم مادر یه پارچه دستش گرفته هی دار پاره میکنه که صدا بدیمیداد
عصبانی شدم گفتم مادر من چرا داری سروصدا میکنی اینقدر
چرا پارچه را تیکه پاره میکنی .
دیدم رنگش پریده داره به من میگه بروتواتاق ببین بابات باشوهرخالت رفتند
گفتم اره رفتند
گفت تونگاه کن رفتم دیدم گفتم اره رفتند براچی .
دیدم یه نفس راحت کشید گفتم چطورشده مگه گفت اخه چندبارگوزیدم باصدای بلند😂😂😂
بعددیدم کفش پشته دره گفتم این پارچه را پاره پاره کنم که اگه شنفتند بگند پارچه پاره میکرده .خلاصه خیلی ترسیده بود😘😘😘😘
😂😂😂😊😊
#سوتی_های_زنونه
https://t.me/+Tm34_2A5zKEwhz3V
برای حمایت از ما سوتی هارو برای دوستانتون بفرستید😍♥️
79
39
4
3September 2, 2026 1.5K 6