ما مردها…
گاهی خطاهایی مرتکب میشویم بدون آنکه متوجه باشیم.
خطاهای زیادی هست که در حق همسرانمان انجام میدهیم و خودمان نمیفهمیم؛ و آنگاه که تکرار شوند، روی هم جمع میشوند تا میان ما دیوارهای بلند میسازند یا درههای عمیق حفر میکنند.
مردان زیادی در بحرانهای زناشویی به من مراجعه کردهاند؛ آنها گمان میکردند تقصیر از همسرانشان است، اما پس از مشاوره میفهمیدند که خودشان اشتباهاتی داشتهاند؛ اشتباهاتی شاید کوچک، اما بهلحاظ تأثیر بسیار بزرگ، بهویژه وقتی تکرار شوند.
برای مثال:
• احساسِ همسر مبنی بر اینکه ترک و رها کردنش آسان است: وقتی در هر اختلافی زن را به طلاق، بیرون کردن از خانه یا ازدواج مجدد تهدید میکنیم، درحالیکه واقعاً قصدش را نداریم، این تهدید، امنیت روانی او را ویران میکند.
• میان زن و شوهر کرامتی نیست!
این جمله خطای بزرگی است. بسیاری از ما در شادی و خشم، جلوی فرزندان، خانواده یا مردم، زن را تحقیر و توهین میکنیم. ناسزاها زخم میزنند، روح را میشکنند و احساس بیارزشی میآورند. و این اصلاً از اخلاق مؤمنان نیست: «مؤمن نه طعنهزن است، نه لعنتکننده، نه فحاش و نه سخنزشتگو.»
• تخریب روانی
گاهی عمدی و بیشتر وقتها ناخواسته:
به کارش افتخار نمیکنیم، نظرش را کوچک میشماریم یا مسخره میکنیم، در مهمانیها به حرف دیگران گوش میدهیم و به او مجال سخن نمیدهیم، مدام از او انتقاد میکنیم… این رفتارها او را به این یقین میرساند که شوهرش میخواهد او را از درون بشکند.
• او در جیب ماست:
گمان میکنیم همیشه در اختیار ماست، پس به همهچیز توجه میکنیم جز او. مناسبتهایش را فراموش میکنیم، هدیه را فراموش میکنیم، کلام محبتآمیز را فراموش میکنیم، از دغدغههایش نمیپرسیم، با اخبار، تلفن و دوستان مشغول میشویم و او را تنها میگذاریم. رنجشهایش را نادیده میگیریم و مدتها دلگیریاش را بیپاسخ میگذاریم.
• ما قهرمانیم و او فقط تشویقکننده:
همیشه اهمیت خودمان را یادآوری میکنیم و اهمیت او را نادیده میگیریم. به هنگام خطا، او را سرزنش میکنیم اما در موفقیتهایش از تقدیر و تشکر غافل میمانیم.
• در بستر، ما اصل هستیم و او حاشیه:
عاطفه قبل و بعد را نادیده میگیریم، وقتی نیاز داریم او را میخواهیم، اما نیاز او را نمیبینیم، از او انتظار تعریف داریم ولی خودمان از او تعریف نمیکنیم، اگر پاسخ ندهد ناراحت میشویم و او را به غضب خدا یادآوری میکنیم، اما اگر خودش اشتیاق نشان دهد، گاهی بیتفاوت میمانیم.
• ما همه چیز را دربارهی او میدانیم، اما او نباید چیزی دربارهی ما بداند: از کارهایمان، درآمدمان، تصمیمهایمان چیزی نمیگوییم؛ اخبار ما را از دیگران میشنود؛ در هیچ تصمیمی با او مشورت نمیکنیم.
• مال او مال خودش نیست!
در خرج کردن مالش دخالت میکنیم، او را از کارهای مباح و بیضرر منع میکنیم، بههنگام نیاز، از او میخواهیم طلاهایش را بفروشد، اما هنگام اولین خطا، همهی فداکاریهایش را فراموش میکنیم.
• نیازی به توضیح تصمیمات نیست:
ما «قوام» هستیم، پس فقط دستور میدهیم و توضیح لازم نیست! این دیدار ممنوع، این بحث بسته، این تصمیم دربارهی او و فرزندان گرفته شده… و اگر پرسید چرا؟ میگوییم: «همین است؛ چه بخواهی، چه نخواهی.»
خلاصه:
من دربارهی خیانت، کتک زدن، بیرون کردن از خانه یا بدگویی در جمع صحبت نکردم، اینها گناهان بزرگاند. من دربارهی رفتارهایی حرف زدم که گمان میکنیم عادیاند، اما اگر ادامه یابند بسیار خطرناک میشوند.
بنابراین، هیچ توجیهی برای زنان نیست که به دام جریانهای فمینیستی افراطی بیفتند؛ اما ما مردها وظیفه داریم درهای وسوسههای شیطان را ببندیم.
❀ محمد أسوم
@VaOntha | وَأُنثَىٰ
35
25
9
8
3
2
1August 23, 2026 3.2K 94