در شریعت و فرهنگِ دینی ما، اصل بر این است که مرد پیشقدم، ظاهر و برجسته باشد؛ و زن برعکس، و نیز نکوهیده است که زن منبع جلبتوجه و نگاهها باشد جز برای همسرش.
اگر در مجموع احکام شریعت دربارهٔ تفاوتهای میان زن و مرد بنگری، این اصل را آشکار و روشن میبینی.
مرد امامِ زن میشود و برعکس جایز نیست.
نماز جماعت در مسجد برای مردان سنت است، نه برای زنان.
نماز زن در خانهاش بهتر از نماز در حیاط خانه است، و نماز در گوشهٔ دور و پنهان خانه بهتر از نماز در خانه است.
حتی در خودِ نماز، هیئت مرد با زن متفاوت است: صفوف مردان پیش از زنان است؛ مرد آرنجهایش را از پهلو دور میکند و در رکوع و سجود اعضایش را از هم فاصله میدهد و در جای جهر، بلند میخواند؛ و اگر چیزی پیش بیاید، تسبیح میگوید؛ و عورت او میان ناف و زانوست.
اما زن بدنش را به هم نزدیک میکند (یعنی جمع و فروتن میایستد)، در حضور مردان نامحرم صدایش را پایین میآورد، و اگر چیزی پیش بیاید، کف میزند؛ و تمام بدن زن آزاد، عورت است جز صورت و دستها؛ و احکام عطر و زینت نیز روشن است.
حتی جزئیاتی کوچک مثل اینکه زن خلخال زیر لباسش بپوشد و عمداً آن را تکان دهد تا صدایش شنیده شود سبب شد بخشی از آیهٔ قرآن نازل شود تا او را از این کار نهی کند! و چه بسیار شبیه است این رفتار جاهلی قدیم به کاری که امروز بسیاری از زنان انجام میدهند: پوشیدن کفش پاشنهبلند برای جلب نگاهها و شنیده شدن صدایش، با آنکه پوشیدنش دردناک است.
و احکام فراوان دیگری هست که نمیخواهم سخن را طولانی کنم.
این امر در فرهنگ عرب نیز عجیب نبود؛ فرهنگی که در آن زن را در عرصهٔ عمومی جز به ندرت و برای اهداف خاص نمیدیدی، و اگر میدیدی، چهرهاش را تشخیص نمیدادی.
و مرد عرب اسبی را که همسرش بر آن سوار شده بود نمیفروخت، بلکه آن را ذبح میکرد تا دیگری بر جای گرمِ نشستن همسرش ننشیند. و او زن را با کنیه صدا میزد تا نام شریفش بر زبان بیادبان نیفتد. اینها و بسیاری مظاهر غیرت و حمیت مردِ عرب در شعر و ادب عرب پراکنده است.
اما امروز، شگفتیام پایان نمییابد از زمانی که در آن مردانی مسخشده را میبینم که زندگی زناشوییشان، زیبایی و لطافت همسرانشان، و حرمت خانهشان را «محتوای سرگرمی» برای عموم مردم میکنند؛ و ناموس خود را بازاری میسازند که فرومایگان در آن جولان دهند. بلکه میبینی این مسخشده، نظرات عاشقانه و ستایشآمیز مردم دربارهٔ خانوادهاش را میخواند و از آن خوشش میآید و آن را «محبت طرفداران» مینامد! چه پستی و فرومایگی است این!
شگفتا از زمانی که مردانش در سایه پنهان شدهاند و زنان در صفها پیش افتادهاند و تقریباً تنها آناناند که در صفحهها، برنامهها، مجالس، حلقههای آموزش، فتوا، نصیحت، ارشاد، مشاوره و داوری در امور عمومی ظاهر میشوند!
و چه بگویم از بازارهای تجارت با ناموس و حرمت خانهها که امروز نامش را «محتوای سرگرمی / روزمرهٔ یوتیوبرها» گذاشتهاند!
و شگفتا از «مردی» که خود را به کوری میزند وقتی همسرش با تبرج آشکار و بیسابقه در واقعیت یا فضای مجازی ظاهر میشود تا نزد او «روشنفکر و متمدن» به نظر برسد!
و نزدیک بود عقل از سرم برود وقتی دیدم زنانِ مسلمانانی که زیبایی، تناسب اندام، لطافت رفتار و جذابیت خود را برای عموم به نمایش میگذارند در قالب «نمایش لباس»، «غذاها»، «وسایل آرایش»؛ و این مانکنِ تغذیهشده از نگاه مردم را «مدل»، «یوتیوبر»، «اینفلوئنسر»، «چهرهٔ عمومی» مینامند!
اصطلاحاتی بیریشه و بیمعنا، همچون فرهنگی که از آن زاده شدهاند... یوتیوبر؟ من تو را اینگونه نمیشناسم!
عجبا! آیا این چیزی است که زنِ آزاد برای خود میپسندد؟ که بدنش، زینتش و زیباییاش زیر این شعارهای پوچ، سرگرمی مردم شود؟!
و آیا گمان میکنی این انبوه مردانِ دنبالکننده، تو را برای غذاهای خوشمزهات، علم فراوانت یا عقل بزرگت دنبال میکنند؟
خدا رحمت کند هر مرد غیوری را که با مردانگی، حرمت خانه و اهلش را از آلودگی بیگانگان حفظ میکند.
و خدا رحمت کند هر زن باحیایی را که بر خود غیرت دارد تا چشمهای بیمار دل از زیباییاش بهره نبرند و خود را از ابتذال در بازارهای بردهداریِ معاصر حفظ میکند.
و راست گفت آنکه گفت:
زینت مرد، مردانگی است؛ و زینت زن، حیا.
❀ احمد عبد المنصف
@VaOntha | وَأُنثَىٰ
36
5
4
2
2September 3, 2026 1.1K 19