غرق شدن در اقیانوس آن‌قدرها هم که فکر می‌کردم ترسناک نبود؛ وقتی… — ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌قلمِ آر.زد ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ — TG.ME

غرق شدن در اقیانوس آن‌قدرها هم که فکر می‌کردم ترسناک نبود؛ وقتی فهمیدم غرق شدن در عشق،خیال، دل‌نگرانی‌های پی‌درپی و هزار فکر ناتمام، ترسی به‌مراتب عمیق‌تر دارد.
حداقلش این است که اقیانوس یک‌باره تو را می‌بلعد و خلاص می‌شوی؛
اما در این باره… چه می‌توان کرد؟
جز خیره ماندن به سپیدیِ دیوار ، زمینِ بی جان و سقفِ ترک خورده و دیدنِ تکه‌تکه شدن روحی که هیچ‌کس صدایش را نمی‌شنود… چه از دستمان برمی‌آید؟
مگر می‌شود مغزمان را از حلقمان بیرون بکشیم تا برای لحظه‌ای آرام بگیریم؟!
و عجب کابوسی دردناک است غرق شدن هایی که تورا از درون میبلعند،که نه تنها تمامی ندارند بلکه انگار تصمیم گرفته اند روز به روز جای خودشان را در ذهن و قلبت باز تر کنند!

آوارِ بی نام ؛ آر.زد
1
November 14, 2025 2.2K 17