❖ بنزین ۱۰ هزار تومن؛ چرا دولت حاضر شده این هزینه اجتماعی رو قبول کنه؟
وقتی قیمت یک کالای حساسی مثل بنزین تغییر میکنه، اولین چیزی که خیلیها بهش فکر میکنن اینه:
نکنه دوباره موج جدیدی از گرونی راه بیفته؟
نکنه این افزایش قیمت برای جبران کسری بودجه باشه؟
تا آخر همراه باش؛ آخرش به عددی میرسیم که اصل ماجرا رو روشن میکنه.
برای اینکه جواب این نگرانی رو پیدا کنیم، باید اول عددها رو کنار هم بذاریم.
بودجه عمومی دولت در سال ۱۴۰۵ حدود ۶۰۰۰ همته.
این پول قراره بین بخشهای مختلف تقسیم بشه:
حقوق، دستمزد، بازنشستگی و هزینههای جاری حدود ۴۰۰۰ همت
یعنی بیشتر پول دولت صرف هزینههایی میشه که هر سال تکرار میشن و کم کردنشون خیلی راحت نیست.
یارانهها و حمایتهای معیشتی حدود ۵۰۰ همت
برای اینکه بخشی از فشار هزینهها از روی مردم کمتر بشه.
طرحهای عمرانی و زیرساختی حدود ۶۰۰ همت
برای ساختن و توسعه دادن کشور.
هزینههای مالی و بازپرداخت بدهیها حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ همت
برای مدیریت تعهداتی که از قبل ایجاد شده.
حالا خود افزایش نرخ سوم بنزین رو حساب کنیم.
فرض کنیم روزانه ۲۰ میلیون لیتر بنزین با نرخ سوم مصرف بشه.
افزایش قیمت هر لیتر:
۱۰ هزار تومن منهای ۵ هزار تومن = ۵ هزار تومن
یعنی:
۲۰ میلیون لیتر × ۵ هزار تومن = ۱۰۰ میلیارد تومن در روز
در یک سال:
۱۰۰ میلیارد تومن × ۳۶۵ روز = ۳۶ همت
حالا این عدد رو کنار بودجه عمومی دولت بذاریم:
۳۶ همت در برابر ۶۰۰۰ همت
یعنی حدود ۰.۶ درصد بودجه عمومی دولت.
کمتر از ۱ درصد
با این حساب، سخت میشه گفت هدف اصلی این تصمیم فقط درآمدزایی بوده.
چون ۳۶ همت در برابر حجم هزینهها و تعهدات دولت، عدد بزرگی نیست.
اینجاست که باید نگاه رو از درآمد بنزین برداریم و به مسئله انرژی نگاه کنیم.
اقتصاد ایران چند ساله با یک چالش جدی روبهرو شده:
مصرف بنزین سریعتر از ظرفیت تولید رشد میکنه.
وقتی مصرف بالا میره ولی تولید به همون نسبت رشد نمیکنه، طبیعتا" فاصله بین تولید و مصرف بیشتر میشه.
اگه این فاصله زیاد بشه، کشور مجبور میشه برای تامین نیازش سراغ واردات بره.
اما واردات بنزین در شرایط تحریم، مثل خرید یک کالای معمولی نیست.
انتقال پول،
تامین تجهیزات،
تجارت خارجی،
و سرمایهگذاری در صنعت نفت،
همه سختتر و پرهزینهتر شده.
یعنی هزینه واقعی فقط قیمت خود بنزین نیست؛ فشار روی منابع ارزی کشور هم هست.
از این زاویه، افزایش نرخ سوم بیشتر شبیه یک ابزار برای کنترل مصرفه تا یک راه برای پول درآوردن.
اگه هزینه واقعی تامین هر لیتر بنزین برای کشور رو ۱۵۰ هزار تومن فرض کنیم، صرفهجویی هر لیتر بنزین حدود ۳۰ برابر بیشتر از درآمد ۵ هزار تومنی افزایش نرخ سوم ارزش ایجاد میکنه.
حتی کاهش مصرف روزانه فقط ۵ میلیون لیتر میتونه در یک سال ۲۷۵ همت ارزش اقتصادی برای کشور ایجاد کنه؛ رقمی که نشون میده در اقتصاد انرژی، کنترل مصرف گاهی از افزایش قیمت مهمتره.
حالا اگه این صرفهجویی را کنار درآمد احتمالی افزایش نرخ سوم بنزین بگذاریم:
۲۷۵ همت ارزش اقتصادی صرفهجویی
بعلاوه
۳۶ همت درآمد مستقیم افزایش نرخ
به عددی حدود:
۳۱۰ همت
میرسیم.
یعنی از نظر اثر اقتصادی، معادل اینه که قیمت بنزین سهمیه سوم ۴۲ هزار تومن باشه.
اینجاست که تصویر واقعی تغییر میکنه.
۳۱۰ همت یعنی ۵ درصد کل بودجه عمومی دولت؛ حالا متوجه میشید چرا مسئله فقط چند هزار تومن افزایش قیمت نیست؟
یعنی گاهی کم کردن مصرف، از گرون کردن سوخت هم برای اقتصاد ارزشمندتره؛ چون فشار تولید، واردات، ارز و تحریم رو کمتر میکنه.
دولت هم سعی کرده مسیر تدریجی رو انتخاب کنه.
سهمیههای اصلی ۱۵۰۰ و ۳۰۰۰ تومنی تغییر نکرده و فقط مصرف خارج از سهمیه هزینه بیشتری پیدا کرده.
یعنی پیام تصمیم اینه:
مصرف معمول همچنان حمایت میشه، اما مصرف اضافه دیگه مثل قبل ارزون نیست.
اثر این تصمیم هم برای همه یکسان نیست.
کسی که در محدوده سهمیه خودش مصرف میکنه، تغییر بزرگی احساس نمیکنه.
اما خودروهای پرمصرف، حملونقل، وانتها و کسبوکارهایی که وابستگی بیشتری به سوخت دارن، فشار بیشتری حس میکنن.
در بورس هم نباید سریع نتیجه گرفت که گرانی بنزین یعنی سود بیشتر پالایشگاهها.
صورتهای مالی پالایشگاهها بیشتر از قیمت نفت، نرخ ارز، فرمول خوراک، قیمت صادرات فرآوردهها و کرک اسپرد تاثیر میگیره.
این متن رو خلاصه کنم؛
افزایش نرخ سوم بنزین رو نباید یک تصمیم درآمدی ۳۶ همتی دید.
این عدد در مقابل بودجه دولت کوچیکه.
اهمیت اصلی این تصمیم جای دیگه است:
کنترل رشد مصرف،
کاهش فشار ارزی،
کم کردن ریسک واردات،
و خرید زمان برای اصلاح ساختار انرژی.
گاهی یک عدد کوچیک، نشونه یک تغییر بزرگتره.
۱۰ هزار تومن فقط قیمت یک لیتر بنزین نیست؛ میتونه نشون بده اقتصاد انرژی وارد مرحله جدیدی شده.
حساب کن، متفاوت باش.
@topoli
September 6, 2026 3.5K 47