فیلم Running Man را به زور و ضرب، و در ۳ نشست در طول ۴ روز، تمامش کردم. به تمام و کمال امریکاییست. همان تلهای که همهٔ فیلمهای قهرمانی و ادایی در آن میافتند: قهرمانی که خود را به اکراه و با کمی هُل انقلابی میشمارد، اما در نهایت عضوی از همان سیستم و سازوکار سیاسیست که فکر میکند میخواهد براندازد.
مثل اعلای اینها همان سهگانهٔ ماتریس است که یوناس چایکا به زیبایی- و با استعانت از کتابی که ماتریس ادعای وامداریاش را در بوق و کرنا اعلام داشته- به نقد میکشد. برای بودریار و کتابش Simulacra and Simulation استعارهٔ غار افلاطون جوابگو نیست. چون در تمثیل افلاطون کسی لابد بیرون آن غارِ مثالی نشسته و دارد وضع و اوضاع غارنشینان را رصد میکند. حالیکه به تمام و کمال راه برونرفت از غار مسدود است. بلکه، ما اصلا نمیدانم آیا «بیرون از غار»ی وجود دارد که برای دستیابی بدان مأموران دیجیتال “ماتریس” را به مشت و لگد منکوب کنیم یا نه.
نادر که هیچ…حتّا اسکندری هم پیدا نخواهد شد.
-لینک ویدئوی تماشایی چایکا در نقد ماتریس:
https://m.youtube.com/watch?v=bf9J35yzM3E&pp=ygUSSm9uYXMgY2Vpa2EgbWF0cml4&ra=m


