تا کجا می‌شود/باید باور را گردن گرفت؟! در ماه‌های اخیر تعداد… — رستاخیز — TG.ME

تا کجا می‌شود/باید باور را گردن گرفت؟!

در ماه‌های اخیر تعداد فرسته‌های بازارسال شده از فرسته‌های تألیفی خیلی بیشتر بوده. در مواردی که وقت و حوصله‌ی توضیح بیشتر و نظر دادن روی محتوای ارسالی رو داشتم این کار رو انجام دادم اما در خیلی از موارد این اتفاق نیفتاده.

در نظرهای مربوط به دو سه فرسته عقب‌تر، دوستی اشاره کرد که
راستی من اظهار نکردم اما [نقدم رو] با این پیش‌فرض نوشتم که بازنشر(خصوصا توسط افراد عمیق‌تر) به معنی موافقت همه جانبه نیست و به معنی اینه که چیزی شایسته توجه در این متن هست، همونطور که متن خودت این رو نشون می‌ده و واسه همین وقتی متنتو خوندم گفتم: آها همینه!
ضمن تکذیب اون تیکه‌ش که اظهار می‌داره من آدم عمیقی هستم، باید خدمتتون عرض کنم که بله، نه تنها محتوایی که از کانال دیگران فوروارد میشه و از دیگران نقل قول میشه، بلکه من حتی گاهی با حرف‌های خودمم موافقت همه‌جانبه ندارم!

چطور چنین چیزی ممکنه؟ به این چند مقدمه توجه کنید:
۱-تشکیل باور در آدم‌ها عموما و اصولا ارادی نیست. چنین نیست که چیزی که ما بهش باور داریم، خودمون آگاهانه و ارادی خواسته باشیم بهش باور داشته باشیم(ریچارد فلدمن). چرا ما باید با چیزی که لزوما سنجیده و ارادی انتخابش نکردیم موافقت همه جانبه داشته باشیم؟

استثنا کجاست؟ اونجایی که واقعا کار فکری جدی و پژوهش علمی انجام می‌دیم، انقدر ذهن‌مون با کار علمی‌مون مقارنه پیدا می‌کنه که احتمالا باور‌هایی که در ما تشکیل میشه هم متأثر از اون فعالیت علمی میشه.

۲-چیزی که من در تشکیل‌ش نقش ارادی نداشتم، نمی‌تونه بخشی از هویت من باشه. یعنی باورها تا جایی که سنجیده و ارزیابی شده هستند ممکنه کاندیدایی برای تشکیل (لااقل بخشی از) هویت انسانی باشن اما در حالت پیش‌فرض نه.

بنابراین کسانی که وقتی نقدشون می‌کنید زود ناراحت میشن و بهشون برمی‌خوره، یا اونقدر اعتماد به نفس دارن که بگن همه‌ی باورهاشون سنجیده‌س و نباید بی‌پروا نقد کرد؛ یا اونقدر این باور‌های نسنجیده رو با هویت‌شون ممزوج می‌دونن که به چالش کشیدن یه باور براشون به منزله توهین شخصی ئه.

۳-اظهار باورهای نسنجیده، قرار دادن اون‌ها در معرض نقد هست. نقدی که قراره ایرادات اون باور و فکر رو مشخص بکنه. در خیلی از مواردی که برای خودم پیش اومده، اظهار کردن اون باور اولین تلاش جدی برای فکر کردن ارادی بهش بوده و پیش از اون، اون باور داشته در پستوهای ذهنم خاک می‌خورده یا حتی نقش خیلی فعالی ایفا می‌کرده اما من نسبت بهش بی‌توجه بودم(چون آدمیزاد نمی‌تونه به بی‌نهایت چیز توجه داشته باشه).


کلام آخر: بارها برام پیش اومده که یک حرف خیلی شاذی رو بیان کردم و با اینکه می‌دونستم شاذه و احتمالا به خاطرش مغضوب خواهم شد، نقد شدن و صیقل خوردنش برام مهم‌تر بوده. با در نظر داشتن این نکته، من ممکنه خیلی از حرف‌هایی که همین الان دارم می‌زنم رو هم گردن نگیرم! ینی محتوای اون حرف و باورْ مسئولش من نیستم(چون ارادی شکل نگرفته) اما مسئولیت من همچنان باقیست: «مسئولیت رفع ایرادات و صیقل دادن اون محتوا». بنابراین راحت نقد کنید و حرفتون رو بزنید. تا جایی که «برد و باخت» مهم نباشه من پا به پاتون میام. تا وقتی که سبک‌تون رتوریک و هدف‌تون حال‌گیری نباشه من پایه‌ی دعوا هستم.


مؤخره‌ی حاشیه‌ای اما مرتبط:
خوبه که آدم حتی باورهای سنجیده‌ش رو هم در معرض نقد بذاره ولی نه نقد همگانی. نقد خبرگان. نقد کسی که پیچیدگی‌ها و ظرایف فکر رو می‌فهمه. از این جهت آدم‌هایی که متخصص یک موضوع حساب میشن خیلی باید در اظهارنظرهای عمومی‌شون دست به عصا باشن(و عمدتا هم هستن). چرا؟ چون یه اظهار نظر عمومی به شیوه‌ی بالا که ممکنه شاذ هم باشه، زندگی شما حول کار تخصصی‌تون رو به قهقرا می‌بره. مخاطب، کار تخصصی شما که به حق مسئول «محتوا+اصلاح محتوا»ش هستید رو هم مثل حرف‌های عمومی‌تون می‌بینه. باور نسجیده شمارو جزو هویت شما می‌دونه و میگه کسی که چنین باور نسجیده‌ای داره، حتما در کارهای حرفه‌اش هم صلاحیت نداشته!
و اونجاست که به عنوان یه متخصص اذیت خواهید شد.
June 25, 2026 411 4