خیلی علاقهمند نیستم که این موضوع رو ادامه بدم ولی چند تا نکته هم اضافه کنم و بعد برمیگردیم به مسیر فلسفیمون :)
آرمانگرا بودن خیلی خوبه ولی نه از نوع دقیقه ۹۰ای. آرمانگرایی واقعی از مسیر واقعگرایی میسره. اینطور نیست که ما ۳۰۰ روز از سال رو بیخیال آرمانگرایی باشیم و تازه در مواقع التهاب یادمون بیفته یه چیزایی هست که برای همه ایرانیها مهمه و منِ نوعی باید برم الان براش هزینه بدم. قرار نیست فقط وجدان دردمون رو آروم کنیم و نظر به واقعیات لازمه. معمولا تو اون ۳۰۰ روز هرکس به دنبال بستن بار خودشه و تو روزاهای باقی مونده تازه یه تلنگری میخوره که بله ما اصلاح ساختاری نیاز داریم.
هر موقع یه مسیر و ساختار و قالبی بود که دانشگاهی و غیردانشگاهی(کارگر و کارمند و خانهدار و خدماتی و ...) میتونستن اعتراضی بکنن که از نظر حاکمیت مشروع و موجه باشه اون موقع دانشجو هم بره مشارکت کنه و نقش فعال ایفا کنه. ولی الان دانشجو در بهترین حالت سپر بلاست و در بدترین حالت بازیچهس. یکسری حرفهای رادیکال رو به بهانهی آرمانگرایی(از هر طرف) میذارن تو دهنش و بعد هم چون گروه اجتماعی حساسیه(و حساسیتبرانگیز هم هست) براش مصونیت حقوقی ویژه میخوان.
خلاصه اگر دلسوز ایرانید این چرخهی جلو انداختن و فدا کردن دانشجو به هیچجا نمیرسه؛ فقط خوراک خوبی برای پروژهبگیرها و کاسبان خون میشه؛ عدهای به واسطهی لیدری خودشون رو میکشن بالا و دانشجوی از همهجا بیخبر رو میندازن تو چاه.
December 31, 2025 600 2 4