سامپه وقتی هجو میکند بسیار تند و بیپروا است و وقتی فقط میخنداند فوقالعاده مبتکر و چیرهدست است. اما در هر حال مایهٔ طنز در کارش شدید است. از زیروبم زندگی اطلاع دارد. جزئیات را واقف است و ذهنش مانند دوربین عکاسی گویاترین لحظهها را ضبط میکند و روی کاغذ میآورد. هرچند اخیراً، بهخصوص از دورهای که با اکسپرس کار میکند، لحناش خشک و جدی شده و فیالمثل هجو زندگی ماشینی را که سابقاً با چند تصویر گویا و ساده بیان میکرد اکنون پیچیده و مغلق میگوید. اما نرمش دست و هویت فضاها و پرسوناژهایش دستنخوده باقی مانده است و با آنکه کمی مغلقگو شده هنوز به کاریکاتورهای ذهنی و سوررئالیستی روی نیاورده است، همچنان با مردم و برای مردم است. تا چند هفته پیش هم يک پاورقی کاریکاتوری در چند صفحه هر شمارۀ اکسپرس چاپ میکرد که به طرزی بسیار شیرین و پُرمعنی دگرگونیهای افراد را در برابر موقعیتهای اجتماعیشان تصویر میکرد و همهٔ ماجرا در يک كافهٔ پاتوق آدمهای جاافتاده و متوسط رخ میداد.
در همهٔ آثار او به ندرت میشود به کاریکاتورهای باشرح برخورد. غالب کارهایش بدون شرح است. برای توصیف حالت پرسوناژها از همهٔ اعضای آنها، دست، پا و چشم، کمک میگیرد. اما جالب اینکه همهٔ این خطوط بسیار سادهاند. گفتیم آدمهایش متوسطاند. در همهچیز متوسطاند. نه بسیار زیبا، نه بسیار جوان -به غیر از بچهها-، نه بسیار پیر، نه بسیار شجاع و نه بسیار هیچچیز دیگر. در هر کاریکاتور یا سلسلهکاریکاتور موقعیتهای آنی راهبر بیننده به يک مسئلهٔ قابل توجه و قابل هجو است. خانمی از آن خانمها که نظیرشان همهجا دیده میشود در خیابان با يک تصادف شدید و خونین اتومبیل روبهرو میشود. همه برای تماشا هجوم میآورند و خانم هم سخت متحیر شده، سراسیمه و دواندوان در همان حالِ حیرت، خود را به خانهٔ دوستاش میرساند که ماجرا را بازگو کند. اما آنچه تعریف میکند حادثهای دیگر است، جزئی است از صحنهٔ هجوم مردم به خیابان. تصویرش را در زیر میبینید.
–همان.
@sempearchive
6
1December 28, 2025 833 6