🔸️
✍یکی از متعفنترین صورتهای نوکیسگی، تازهبهروشنفکریرسیدههای مجازیاند...جماعتی که سرمایه فکریشان چیزی بیش از چند جملهٔ مدشده اینستاگرامی نیست و با همان کلیشهها به استقبال هر متنی میروند...نه برای فهمیدن، بلکه برای اثبات فهمیدگی خود!
برای اینها، تاریخ، زمینه و منطق درونی متن اموری زائدند...کافیست یک جملهٔ قالبی و ترندشده را زیر هر متنی الصاق کنند و از این مشارکت مبتذل، لذت روشنفکرانه ببرند....آنچه بازتولید میکنند، نه اندیشه، که ژست اندیشیدن است، نه فهم، که فیگور فهمیدگیست.
مسئله حتی ناتوانی از فهمیدن نیست، ناتوانی از پذیرفتن این ناتوانیست....نمیفهمند، اما بهجای مکث و پرسش، متن را به اندازه فهم خود تقلیل میدهند و این تقلیل را بهمثابه «خوانش» عرضه میکنند...اینجاست که ابتذال، صورت دانایی میگیرد، کلیشه جای اندیشه مینشیند و متن، به صحنه اجرای فهمیدگی بدل میشود.....
روشنفکری نمایشی، متعفنترین شکل تفرعن است...جایی که مدعا نه بر دوش استدلال یا شانه اندیشه، که بر قامت ادا ایستاده است!....آنچه مرا از نوشتن بیزار میکند و باز میدارد، همین کوتهقامتان فکریاند که نه در زمین نفهمی و بدفهمی که در سوظن فهمیدگی فروماندهاند!
September 8, 2026 297 7