آرام بگیر خاطرت هست که در پیش من آرام نشستی؟ نه سخن گفتی و نه حال مرا… — عشاق به معشوق نرسیده💔 — TG.ME

آرام بگیر

خاطرت هست که در پیش من آرام نشستی؟
نه سخن گفتی و نه حال مرا پرسیدی؟؟
من که خود شیفته بودم
تو چرا زل زده بودی؟
نه حدیثی نه صدایی نه کلامی
تو چرا ساده به من خندیدی؟؟
گفتی از عشق بگو
گفتی از حال بدت قبل همین لحظه بگو
گفتمت هیچ مگو
حال مگو
راز مگو
منِ آشفته دل خسته که لرزان بودم
همه‌ی هوش و حواسم به همین لحظه بگو
گفتی ای یار نظر کرده‌ی مدهوش بگو
که چرا لب به سخن بستی و حاجات بگو
گفتمت حاجتی در دل که ندارم هر چند
تا به چند لحظه قبل پر ز تمنا بودم
گفتی از عشق بگو
گفتم از عشق بگویم که تو خود عشقی و بس
چشم به تو دوختم و غافل از اغیار شدم
به دمی یاد ببردم همه کس
که تویی مکه و بتخانه که هست
مگر از عشق چه چیزی خوشتر
که تو باشی و منم باشم و چشمانت هست
آمدی تا که لبت باز کنی
تا که از عشق بپرسی همه آواز کنی
گفتمت لحظه‌ای آرام بگیر
حاجتم بین و فقط صبر بگیر
محو دیدار تو گشتم
آرام بگیر.....
🖤💔🖤



@roya5445
👍1💔1😭1
September 5, 2026 7