«خستگی بی صدا»
این روزها...
بیخیالی دیگر یک انتخاب نیست؛
آخرین پناهیست
که برای زنده ماندن به آن پناه بردهام.
دیگر نه حوصلهی جنگیدن مانده،
نه توانِ توضیح دادن،
نه حتی امیدی برای تغییر.
فقط یاد گرفتهام
با هر زخمی که سهمم میشود،
سکوت کنم
و از کنارش عبور کنم.
نه ذوقی برای رسیدن مانده،
نه شوقی برای ماندن،
نه عشقی که دلم را روشن کند،
و نه آرزویی که مرا به فردا گره بزند.
روزها یکی پس از دیگری میگذرند،
بیآنکه چیزی درونم تکان بخورد.
انگار مدتهاست
خندههایم فقط عادتی قدیمیاند
و لبخندهایم
نقابی برای پنهان کردنِ ویرانیِ درونم.
این روزها
فقط با ندانستن زندگی میکنم...
ندانستنِ اینکه
این همه خستگی
بالاخره روزی تمام میشود،
یا من
کمکم به همین حالِ بیروح
عادت خواهم کرد.
بعضی آدمها
از یک جایی به بعد دیگر نمیشکنند...
فقط آرامآرام،
بیصدا،
از درون تمام میشوند...
🖤💔🖤
@roya5445
2
1
1August 29, 2026 17 1