این روزهـا
انـگار چیـزی را
گُم کرده ام یا
دنبـال کسی میگردم
از خود فـرار میکنم
از خودی که افـکارش
همچـون افسـاری بر
گردنـش سنگینی میکند
از خودی که نمیداند
چه میخواهد
چه می کنـد
و به کجـا می رود .
از خواب می ترسـم
از بیـداری بیشـتر .
از قـرص های الَـکی
سیـگارهای لعنتـی
مشـروب های بیخـودی، خسـته ام .
شـب بیـداری های پی در پی
سـر دردهای طولانـی
و خسـتگی های مفـرط
بـلای جانـم شـده انـد
خـواب با چشـم هایـم
غریبـی می کنـد
در سـرم غـوغایی به پاسـت
افـکارِ پریشـانم فَـرا تر از
گُنجایـشِ مغـزم فعالنـد
و لبـریزم از بی قــراری
نمیـدانم چه چیـزی را
گُم کـرده ام ؟؛
چه کسی را از دسـت داده ام؟!
چه کسی بایـد باشـد و نیسـت؟!
جواب این سـوال ها را نمیدانم
و شایـد هم میـدانم و جـرات
بـه زبـان آوردنـش را نـدارم
کجاسـت نـاجی
که برهـاند مـرا از خـودم ؟!
کجاسـت؟!
🖤💔🖤
@roya5445
2
1
1September 1, 2026 5