یک عمر نشستم که دلم را بپسندی
دل را نپسندیده به یک اشاره کندی
یک گوشه به جادوی خیال تو خودم را
آویخته ام مست از این بخت٘ بلندی ؛
تا سیر بنوشم و بگیرم از تو کامی ؛
از چشم سیاه و لب چون مزه ی قندی
هر کس که رسید این دل بیچاره ی من را
می کرد نصیحت ، نشدم رام به پندی
برداشتی از روی دلم پای خیالت !
ای کاش به روی همه کس راه ببندی
یادت نرود از سرم ای حضرت دلدار
لطفا تو به روزِ دل بیچاره نخندی
آشوبم از این رفتن و این پای کشیدن
آرام گذر کن ، نرسد بر تو گزندی
ای ساده دلم ساده از این مرحله رد شو
تا پایت از این دام نیفتد به کمندی
افتاده ام این گوشه مگر مرگ من آید
"..." بگیرد از من این حال نژندی
🖤💔🖤
@roya5445
1
1
1August 28, 2026 15 1