حمیرا ( با دلم تو همزبونی ) آسمون چه مهربونی با دلم تو همزبونی تو که… — گذرگاه تاریخ — TG.ME

حمیرا ( با دلم تو همزبونی )

آسمون چه مهربونی با دلم تو همزبونی
تو که درد این دل شکسته رو خودت می‌دونی
راستی‌ آسمون خدا کو؟
یاد من نمی‌کنه او
مونده درد سینه‌ی افسرده ی من آشنا کو!
نکنه که غافله از دل من،
از دل پر از غم و خسته ی من
نکنه که بی‌ خبر مونده دلش، از سر شکسته و بسته ی من
ای خدا ،ای خدا،وای اگه نگی‌ که این به درد و حسرت آشنا کو؟
وای اگه بی‌ خبر باشی‌ از دلی‌ که هر دمی به من میگه خدا کو؟
همه شب به اشک غم تا به سحر دعا کنم
تو رو ‌ای خدای من به نیمه شب صدا کنم
کجا روم مگر پناهم ندهی
به درگہت اگر که راهم ندهی
نمی‌خوام بدون هر‌ بی خبری
به دلم نمونده جز مشتی فریب
نمی‌خوام بدون اون رفته ی من
که برام نمونده جز چشم تری
ای خدا
ای خدا
وای اگه نگی‌ که این به درد و حسرت آشنا کو؟
" حمیرا "

شعر و کلام : هما میرافشار
آهنگسازی : پرویز یاحقی


https://t.me/parsomad
حمیرا
September 9, 2026 108 2