زبان آذری
احسان یارشاطر
زبان قديمتر مردم آذربايجان، شعبهای از زبانهای ايرانی بوده است که به مناسبت انتساب به آذربايجان، آذری خوانده میشود و بعضی از واژهها و جملههای آن در کتابهای جغرافيا باقیمانده و برخی نيز در بعضی دهها و نقطههای دوردست هنوز وجود دارد. تغيير زبان گفتاری از آذری ايرانی به آذری ترکی از زمان تسلط سلجوقيان آغاز شد و در دورهی تسلط ترکمنها و آغاز عصر صفوی بيشتر شهرها و دهها را شامل شد.
ريشهی نام آذربايجان
آذربايجان در فارسی ميانه آتورپاتکان، در آثار کهن فارسی آذربادگان يا آذربايگان، در فارسی کنونی آذربايجان، در يونانی آتروپاتنه، در يونانی بيزانسی آذربيگانون، در ارمنی آتراپاتکان و در سريانی آذربايغان نام داشته است. اين سرزمين به نام سردار آتروپات (به مفهوم در پناه آتش) ناميده شده است. او در زمان داريوش سوم، ساتراب ماد بود و در جنگ داريوش و اسکندر در گوگاما، فرماندهی سپاهيان مادی و کادوسی و آلبانی و ساکاسنی را برعهده داشت.
آتروپات پس از شکست داريوش به اسکندر پيوست و از سوی او ساتراپ ماد شد. او در جشن معروفی به سال 324 پيش از ميلاد، دختر خود را به ازدواج پرديکاس درآورد. پس از مرگ اسکندر و تقسيم امپراتوری او، آتروپات استقلال خويش را اعلام کرد(328 پيش از ميلاد) و سرزمين خود يعنی ماد کوچک را در گوشهی شمال غرب کشوری که سپس ايران شد، محفوظ داشت.
سخن گفتن به آذری
سخن گفتن به آذری در آذربايجان طی نخستين قرنهای اسلامی و همچنين ايرانی بودن آن در کتابهای مختلف تصريح شده است. قديمیترين مرجع در اين مورد، گفتهی ابنمقفع(متوفي142 هجری/759 ميلادی) به نقل ابننديم است که زبان آذربايجان را پهلوی(الفهلويه)، منسوب به فهله، يعنی سرزمينی شامل اصفهان، ری، همدان، ماه نهاوند و آذربايجان، میشمارد(الفهرست، به کوشش فوگل، 13). همين قول در عبارت حمزهی اصفهانی( به نفل ياقوت در معجم البلدان) و مفاتيح العلوم خوارزمی منعکس است.
ذکر واژهی آذری را پس از ابنمقفع در کتاب البلدان يعقوبی میتوان يافت که حدود 278 هجری/891 قمری نوشته شده است. وی مردم آذربايجان را مخلوطی از ايرانيان آذری و جاودانيهی قديم میشمارد و به نظر میرسد منظورش آذربايجانیهای مسلمان و آذربايجانیهای پيرو بابک خرم دين است. ابنحوقل( متوفی 371 هجری/ 981 ميلادی) نوشه است: " زبان مردم آذربايجان و بيشتر مردم ارمنستان ايرانی(الفارسيه) است که آنها را به هم پيوند میزند و عربی نيز ميان آنان به کار میرود و از آنان که به فارسی سخن میگويد، کمتر کسی است که عربی را نفهمد..."(صوره الرض، چاپ دوم، ليدن، 248).
قول ياقوت حموی که میگويد: " مردم آذربايجان را زبانی است که آن را آذری(الاذريه) مینامند و مفهوم کسی جز آنان نيست(مجمع البلدان، ليدن، يکم، 172) رواج آذری را مقارن حملهی مغول تاييد میکند.س از بيان زکريا بن محمد قزوينی در آثار البلاد که در 674 هجری/1275 ميلادی نوشته شده است و میگويد که : " هيچ شهری از دستبرد ترکان محفوظ نماند است مگر تبريز" بر میآيد که دست کم تا زمان اباقا از تاثير ترکی بر کنار بوده است.
از اين شواهد و شواهد ديگر آشکار است که مردم آذربايجان پيش از رواج ترکی به زبانی که از گويشهای مهم ايران بوده و به مناسبت نام آذربايجان آذری خوانده میشده است، سخن میگفتهاند.آن زبان که با زبان ری و همدان و اصفهان از يک دست بوده است، تا قرن هفتم و هشتم و به احتمال زياد مدتی پس از آن نيز زبان غالب آذربايجان بوده است.
نفوذ ترکی در آذربايجان
ضعف تدريجی زبان آذری با نفوذ ترکی در آذربايجان آغاز شد. نخستين گروه ترکان در زمان حکومت محمود غزنوی به آذربايجان راه يافتند( ابن اثير، حوادث سال 420). اما از زمان تسلط سلجوقيان بود که قبيلههای ترک با فراوانی بيشتر به آذربايجان روی آوردند. با ادامهی تسلط ترکان در دوران اتابکان عدهی آنان فزونی گرفت و در دوران مغول، که بيشتر لشکريان آنها ترکنژاد بودند و آذربايجان را تختگاه خود قرار دادند، نفوذ ترکان بيشتر شد.
آشوبهايی که در فاصلهی برافتادن مغولان و برخاستن صفويان در آذربايجان پيش آمد، عدهی بيشتری از لشکريان ترک را به آذربايجان خواند که در آنجا موطن گزيدند. حکومت آققويونلوها و قرهقويونلوها در آذربايجان در همين فاصله، زبان آذری را بيش از پيش تضعيف کرد، چنانکه خاندان صفوی که در اصل ايرانی زبان بودند، در همين دوره ترکزبان شدند.
دنباله نوشتار:
http://www.iranboom.ir/iranshahr/tireh-ha/8725-zaban-azari-ehsan-yarshater.html
@iranboom_ir











